چندی پیش سایت خبری فردا در خبری (خبر ۰۵۲) از زبان نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی به همکاری کامل آژانس و جمهوری اسلامی در زمینه ایمنی هسته ای اشاره کرده بود. در این نقل قول، ظاهراً این نماینده ضمن تأیید تمهیدات ایمنی هسته ای توسط جمهوری اسلامی زبان به تقدیر نیز گشوده است. بی شک با توجه به بی توجهی مطلق جمهوری اسلامی به موازین و استانداردهای هسته ای و هدایت برنامه ای کاملاً سیاسی و جاه طلبانه تحت پوشش برنامه هسته ای، این اقدام آژانس دروغی آشکار و بسیار غیرمسئولانه بشمار می آید که باید تمام آحاد مردم و بویژه نخبگان و حقوقدانان آنرا جدی بگیرند. سایت خبری فردا چنین نقل می کند:
"کریستر ویکتورسون نماینده آژانس بینالمللی انرژی اتمی ... اظهار داشت: همکاری ایران و آژانس در عرصه ایمنی هسته ای به طور کامل در چارچوب قراردادهای موجود انجام شده است و نباید از یاد برد که موارد فنی و ایمنی مورد استفاده در تاسیس نیروگاههای هسته ای آسیا در اغلب موارد رعایت شده است."
"این مقام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."
هموطن گرامی،
چندی پیش سایت خبری فردا در خبری از مراتب قدردانی (خبر ۰۵۲) نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی از جمهوری اسلامی به جهت آنچه وی "ایجاد نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود در نیروگاه اتمی بوشهر" نام برده، خبر داده بود. هر چند به خبرپراکنی این سایت های خبری نمی توان استناد کرد، اما چنانچه با احتمال ضعیف این چنین ادعایی صحت داشته باشد، باید برای آنچه به سر مردم ایران از همه سو می آید، تأسف خورد. از سوی دیگر، در صورت صحت این نقل قول ها باید بر صلاحیت این نهاد بین المللی و بی طرفی آن شک کرد. سایت خبری فردا چنین نقل می کند:
"کریستر ویکتورسون نماینده آژانس بینالمللی انرژی اتمی ... اظهار داشت: همکاری ایران و آژانس در عرصه ایمنی هسته ای به طور کامل در چارچوب قراردادهای موجود انجام شده است و نباید از یاد برد که موارد فنی و ایمنی مورد استفاده در تاسیس نیروگاههای هسته ای آسیا در اغلب موارد رعایت شده است."
از نگاهی دیگر
"این مقام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."
هموطن گرامی،
سایت خبری فردا چندی پیش نظرات نماینده آژانس بینالمللی انرژی اتمی را که در همایشی (بخوانید نمایشی) غیر علمی و دولتی ارائه شده بود را منعکس کرد (خبر ۰۵۲). این نمایش تحت عنوان همایش "بینالمللی!" نیروگاههای اتمی محیط زیست و توسعه پایدار توسط دولت جمهوری اسلامی، و تنها بمنظور استفاده های تبلیغاتی و مظلوم نمایی دولت برگزار شده بود. به نقل از فردا:
"ویکتورسون یادآور شد: در عرصه بهرهبرداری از انرژی هسته ای مزایا و ریسکهای فروانی وجود دارد که یکی از این ریسکها به نیروگاههای هسته ای باز میگردد و لذا کشورها باید برنامههای بلندمدتی را برای مدیریت ضایعات هسته ای و تعمیرات نیروگاههایشان در نظر داشته باشند."
"وی با تاکید بر لزوم فرهنگ سازی برای استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای از سوی کشورهای مختلف افزود: فرهنگ سازی برای رعایت موارد ایمنی موضوعی است که کشورها باید ضمن قانونگذاری در زمینه آن، نیروی انسانی ماهر و پیمانکاران لازم را نیز جهت تحققش فراهم کنند."
"این مقام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."
هموطن گرامی،
خیرگزاری مهر بار دیگر (خبر ۰۵۰)، همچون چند ماه پیش با استناد به گزارش جدید رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی تلاش نمود این گزارش را در تأیید برنامه های هسته ای دولت جمهوری اسلامی تفسیر کرده و برای خوانندگان خود (بخوانید مردم) جا بیاندازد. با توجه به اینکه این خبرگزاری نامی از منبع و نحوه دستیابی خبرنگار خود به این گزارش محرمانه! (خبر ۰۴۹) منابع خبری خود را معرفی نکرده و هیچ دسترسی هم به متن اصلی و انگیسی آن وجود دارد، بعید نیست منرجم این خبرگزاری متون را طبق سلیقه خاصی؟! ترجمه نموده باشد تا بتواند همان برداشتی راکه می خواهد از آن نماید. اینبار نیز این خبرگزاری دولتی تلاش نموده نکات مثبت ادعایی خود را در قالب "۱۸ نکته کلیدی" (خبر ۰۵۱) تأييدیه آژانس در صلح آميز بودن فعاليتهاي هستهاي جمهوری اسلامی قلمداد نماید.
در این میان آنچه در ترجمه و نقل این گزارش بسیار جالب توجه است، تکرار کلمه به کلمه و بعضا بند به بند قسمت های عمده ای از گزارش قبلی (خبر ۰۴۷) و گنجاندن آن در قالب گزارش جدید است، امری که انجامش از ... برمی آید اما از جناب البرادعی بسیار بعید است. از جمله:
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نكته اول: در پاراگراف ۲ گزارش آمده است: همه مواد هستهاي در تاسيسات نطنز و همچنين همه زنجيرههاي سانتريفيوژ نصب شده، تحت نظارت دوربينها و بازرسان و كنترل آژانس قرار دارد.دارد."
(خبر ۰۴۸): "۱. (بند ۲): همه موارد هسته ای در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و آبشارهای نصب شده تحت نظارت آژانس قرار دارند."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نكته دوم: در پاراگراف ۳ آمده است: «تمامي مواد هستهاي كارخانه آزمايشي غنيسازي سوخت نطنز و همچنين محدوده زنجيرههاي سانتريفيوژها، تحت نظارت دوربينها و بازرسان و كنترل آژانس قرار دارد."
(خبر ۰۴۸): "۲. (بند ۳): تمامی مواد هسته ای کارخانه آزمایشی غنی سازی سوخت نطنز و محدوده آبشارها تحت نظارت آژانس قرار دارند."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نكته سوم: در پاراگراف ۴ آمده است: « نتايج نمونه برداريهاي محيطي از كارخانه غنيسازي سوخت نطنز و كارخانه آزمايشي آن و همچنين گزارشات فعاليت كارخانه غنيسازي سوخت نطنز تا امروز، نشان ميدهد كه اين كارخانهها طبق آنچه اظهار شده است، در حال فعاليت هستند."
(خبر ۰۴۸): "۳. (بند ۴): نتایج نمونه برداری های محیطی از کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و کارخانه آزمایشی تا امروز نشان می دهد که این کارخانه ها طبق آن چه ایران اظهار داشته در حال فعالیت هستند."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نكته چهارم: در پاراگراف ۴ همچنين آمده است: از مارس ۲۰۰۷ تاكنون ۲۰ بازرسي سرزده و بدون اطلاع قبلي از كارخانه غنيسازي سوخت نطنز انجام شده است."
(خبر ۰۴۸): "۴. (بند ۴): از مارس ۲۰۰۷ تا کنون، ۱۷ بازرسی سرزده در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز انجام شده است."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته هفتم: همچنین در پاراگراف ۶ آمده است : هیچ نشانه ای از وجود فعالیت های مرتبط با باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد."
(خبر ۰۴۸): "۵. (بند ۵): هیچ نشانه ای از فعالیتهای باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد. "
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته دهم: در پاراگراف ۸ آمده است : آژانس بر نظارت خود بر وضعیت کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است" . نکته یازدهم: در پاراگراف ۹ آمده است :" آژانس بر نظارت خود بر وضعیت رآکتور آب سنگین اراک از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."
(خبر ۰۴۸): "۶. (بند ۸): آژانس در ۲۷ اوت ۲۰۰۸ از رآکتور آب سنگین اراک بازدید کرده است و به نظارت خود بر کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته سیزدهم: در پاراگراف ۱۴ آمده است: مجموعه سوخت هستهای وارد شده از فدراسیون روسیه، برای استفاده در نیروگاه هستهای بوشهر، تحت مهر و موم آژانس باقی است. برنامه ریزی شده است که در ماه دسامبر ۲۰۰۸ راستیآزمایی فیزیکی از موجودی آن انجام شود."
(خبر ۰۴۸): "۷. (بند ۱۳): آژانس در ۳ سپتامبر ۲۰۰۸ از نیروگاه اتمی بوشهر بازرسی کرد و تمامی سوخت وارداتی از روسیه تحت مهر و موم آژانس قرار دارد. "
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته چهاردهم: در پاراگراف ۱۷ آمده است : آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح، همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، در اختیار ندارد."
(خبر ۰۴۸): "۱۰. (بند ۲۱): آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، دراختیار ندارد. "
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته پانزدهم: همچنین در پاراگراف ۱۷ آمده است : آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را نیافته است."
(خبر ۰۴۸): "۱۱. (بند ۲۱): آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را شناسایی نکرده است."
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته شانزدهم: در پاراگراف ۱۸ آمده است : آژانس قادر بوده است عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده در ایران را بازرسی و تأیید نماید."
(خبر ۰۴۸): "۱۲. (بند ۲۲): آژانس قادر بوده است که به راستی آزمایی مواد هسته ای اظهار شده در ایران ادامه دهد. "
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته هفدهم: همچنین در پاراگراف ۱۸ آمده است : " ایران دسترسی آژانس به مواد هسته ای اظهار شده را فراهم نموده است."
(خبر ۰۴۸): "۱۳ . (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم به مواد هسته ای اظهار شده را برای آژانس فراهم نموده است. "
(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱): "نکته هیجدهم: همچنین در پاراگراف ۱۸ آمده است : " : ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است."
(خبر ۰۴۸): "۱۴. (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است. "
هموطن عزیز،
شما چه فکر می کنید؟
سایت خبری تابناک در ۲۹ آبان ۱۳۸۷ بار دیگر تلاش نمود تا از گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی به نفع برنامه هسته ای جمهوری اسلامی بهره برداری نماید (خبر ۰۴۹) . ظاهراً گزارش های آژانس، همچون گربه که به هر شکل رهایش کنی با چهار دست و پا به زمین فرود می آید، صرفنظر از محتوای آن از نگاه مسئولین جمهوری اسلامی همیشه تأیید کننده برنامه هسته ای آنهاست. در گفتارهای آینده به بازخوانی آنها از این گزارش آژانس خواهیم پرداخت اما در این گفتار دسترسی سایت تابناک از طریق خبرگزاری ایسنا به گزارش محرمانه آژانس مورد توجه قرار گرفته است. تابناک در این خبر چنین آورده است:
"چهاردهمين گزارش مدير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي بعدازظهر چهارشنبه به طور غيررسمي در اختيار اعضاي شوراي حكام قرار گرفت. به گزارش ايسنا، گزارش چهار صفحهيي محمد البرادعي در ۲۲ پاراگراف منتشر شده است. اين گزارش به طور محرمانه در اختيار اعضاي شوراي حكام قرار ميگيرد تا آن را بررسي كنند."
"البرادعي در بخش نتيجهگيري اين گزارش بار ديگر بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهيي ايران و انحراف نداشتن آن تاكيد كرده است."
"مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي در بند ۱۸ گزارش آورده است كه آژانس قادر بوده است به راستيآزمايي انحراف نداشتن مواد هستهيي اظهار شده در ايران ادامه دهد."
چندی پیش سایت خبری تابناک (خبر ۰۴۸) سخنان آقای فتاح وزیر نیرو در زابطه با راه افتادن ساخت نیروگاه اتمی در دارخوین را منعکس کرده بود. ایشان در میان کلام خود مقایسه ای بین نیروگاههای اتمی و فسیلی داشته که از عمق ناآگاهی ایشان حکایت دارد. تابناک از ایشان چنین نقل می کند:
"وزیر نیرو با تاکید بر ضرورت وجود ارتباطی تنگاتنگ میان سازمان انرژی اتمی و وزارتخانه متبوعش، افزود: ضرورت این ارتباط به نحوی مشخص می شود که به هرحال نیروگاه هسته ای باید در مکانی احداث شود که وزارت نیرو به برق تولیدی آن در منطقه مذکور احتیاج داشته و از سویی شبکه برق، پست، انتقال و شبکه توزیع اجازه استفاده از برق را می دهد."
"فتاح تصریح کرد: بر این اساس مطالعات مکانیابی برای احداث یک نیروگاه کاملا بومی هسته ای در کشور توسط سازمان انرژی اتمی صورت گرفته و براساس مذاکرات انجام شده با وزارت نیرو نهایتا منطقه "دارخوین" در استان خوزستان برای این کار انتخاب و جانمایی شده است."
"وی اطمینان داد که مهندسان ایرانی در ساخت نیروگاه کاملا بومی هسته ای توانایی لازم را دارند، زیرا با توجه به اینکه اصلی ترین تفاوت میان این نوع از نیروگاه ها با سایر انواع آن در بحث تامین انرژی و سوخت است. برهمین اساس، پس از آن این نیروگاه یک نوع نیروگاه بخار است."
"وزیر نیرو در توضیح این مطلب خاطرنشان کرد: در نیروگاه های فسیلی، گازوئیل می سوزد و آب تبدیل به بخار می شود و در نهایت با یک نیروگاه بخاری سروکار داریم. اگر همین کار در نیروگاه خورشیدی صورت گیرد، انرژی خورشیدی در کانونهای آینه های محدب ذخیره شده و تبدیل به انرژی متمرکز می شود و در نهایت انرژی حاصله آب را به بخار تبدیل می کند."
"فتاح افزود: نیروگاه اتمی نیز چنین شرایطی دارد؛ اگر بخش حساس عمل سوخت هسته ای را که حرارت استحصال می شود و آب را بخار می کند و در مرحله بعد بخار توربینها را به حرکت در می آورد، مجزا شود سایر فصول کارکردی با بقیه نیروگاه ها مشترک است."
"وی اطمینان داد: با توجه به تجربه زیادی در که در ساخت نیروگاه های برقابی، فسیلی و بخار در کشور وجود دارد، نیروگاه های هسته ای را می توان با توان داخلی گسترش داد."
هموطن گرامی،
آیا فکر نمی کنید با این ذهنیت، ساختن، راه اندازی و بهره برداری از نیروگاههای پیچیده اتمی تحت مدیریت افرادی چون این آقای وزیر، که متأسفانه در ایران کم هم نیستند، کاری بسیار خطرناک باشد؟
در چندین گفتار قبل نقطه نظرات آقای فتاح وزیر نیروی کابینه آقای احمدی نژاد در خصوص نقش نیروگاه اتمی بوشهر در رابطه با خاموشی های گسترده امسال که توسط سایت خبری تابناک منتشر شده بود (خبر ۰۴۴) را به نقد و پرسش کشیدیم. آقای وزیر نیرو در سخنانش به نقش روسها در فرآیند تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر نیز اشاره ای داشته است. البته آقای وزیر از آنجا که به قول خودش "چون عضو هیئت دولت است پس چیزهایی می داند" به عمد به نقش فزآینده و در حین حال سلطه جویانه روسها در هنگام بهره برداری این نیروگاه اشاره ای نکرده است. در این گفتار به گوشه های تاریکی از این قرارداد به ظاهر صنعتی که موجبات سلطه روسها بر مقدرات ما را فراهم خواهد آورد خواهیم پرداخت.
سایت خبری تابناک در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند:
" فتاح در برنامه تلویزیونی نگاه یک در پاسخ به اینکه آیا به روسیه برای تحویل نیروگاه هسته ای بوشهر فشار آورده اید؟ افزود: وزارت نیرو مسئولیت مستقیمی برای این کار ندارد اما چون عضو هیئت دولت هستم، می دانم با تلاش سازمان انرژی اتمی، روسیه به جد مشغول کار است."
"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و ..."
هموطن عزیز،
حتی برای لحظه ای کوتاه هم که شده به مطالب بالا فکر کنید. آیا شما نیز احساس نخواهید کرد که با حضور روسها به بهانه بهره برداری نیروگاه اتمی بوشهر در ایران استقلال ایران به خطر خواهد افتاد؟
آیا با این ترفند، روسها به آرزوی دیرین خود که دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس بوده است به تمام معنا نخواهند رسید؟ و آیا از خود می پرسیم در این فرآیند استعمار نوین نقش ما چه بوده است و چه خواهد بود؟
در دو گفتار قبل (مطالب شماره ۲۹ و ۳۰) تحلیل خبرگزاری مهر (خبر ۰۴۷) در رابطه با گزارش البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را مورد نقد و سؤل قرار دادیم. در این تحلیل طبق روال معمول تلاش شده به هر بهانه و مستمسکی برداشتی موافق با سیاست های هسته ا ی دولت جمهوری اسلامی به مردم ارائه شود. این خبرگزاری دولتی می خواهد به هر گونه ای شده به مردم بقبولاند که آژانس هم در بطن امر بر صداقت برنامه هسته ای جمهوری اسلامی اذعان دارد اما هر چه می کند در اثر فشار کشورهای غربی است. اگر این امر صحیح است پس چرا:
فارغ از دشمنی دشمنان قسم خورده ایران، این گونه باید پرسید که:
و دهها سؤال دیگر که دهانی برای پاسخ گفتن به آنها تا کنون گشوده نشده است.
ای هموطن، به نظر شما
و
در گفتار قبل (مطلب شماره ۲۹) به قسمتی از برداشت های تحلیلگر خبرگزاری مهر (خبر ۰۴۷) از گزارش البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کردیم. در آن گفتار ۶ مورد از موارد ۱۴ گانه این تحلیگر گمنام که تلاش کرده نشان دهد حتی آژانس هم به قانونی! بودن فعالیت های هسته ای ایران اقرار دارد را مطرح کرده و دیدبم موارد ادعایی چندان بر این اقرار گواهی نمی دهند. این تلاش نشان میدهد که اقرار آژانس وجود خارجی نداشته و بیشتر توهمی است که حداقل یرای این تحلیلگر ایجاد شده است. با ادامه موارد باقیمانده و مشاهده اصرار بر وجود چنین اقراری متوجه می شویم که این اقرار خیالی آژانس از توهم فراتر رفته و شکل یک خواست و آرزو را به خود گرفته است.
در ادامه این تحلیل گونه میخوانیم که:
"۷. (بند ۱۳): آژانس در ۳ سپتامبر ۲۰۰۸ از نیروگاه اتمی بوشهر بازرسی کرد و تمامی سوخت وارداتی از روسیه تحت مهر و موم آژانس قرار دارد."
"۱۰. (بند ۲۱): آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، دراختیار ندارد."
"۱۱. (بند ۲۱): آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را شناسایی نکرده است."
"۸. (بند ۱۵): درخصوص مطالعات ادعایی، در ماه آوریل و می ۲۰۰۸ جلساتی با ایران برگزار شد و ایران در ۱۴ و ۲۳ می ۲۰۰۸ به صورت کتبی پاسخهایی را ارائه نمود. ایران در یک پاسخ ۱۱۷ صفحهای به ادعاها پاسخ داد و رسما تاکید کرد که این ادعاها بی اساس و ساختگی هستند."
"۹. (بند ۲۰): ایران اعلام کرده است که آمادگی دارد سوالات غیر از مطالعات ادعایی را پس از حل و فصل آن، در چارچوب عادی پادمان پاسخ دهد."
"۱۲. (بند ۲۲): آژانس قادر بوده است که به راستی آزمایی مواد هسته ای اظهار شده در ایران ادامه دهد."
"۱۳ . (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم به مواد هسته ای اظهار شده را برای آژانس فراهم نموده است.
۱۴. (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است."
هموطن عزیز،
شما چه فکر میکنید؟ آیا بنظر شما برداشت "اقرار" از موارد فوق بیشتر نشان از آرزویی نیست که جمهوری اسلامی منتظر تحقق آن و پایان قائله هسته ای نشسته است؟
چندی پیش (خبر ۰۴۷) خبرگزاری مهر در نوشتاری به استناد به گزارش دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی تلاش نمود تا نشان دهد که این آژانس به قانونی بودن فعالیتهای (صلح آمیز) هسته ای ایران اقرار و بر آن تأکید کرده است. هر چند قید "قانونی بودن فعالیتهای صلح آمیز" نشان از دودلی نویسنده این تحلیل گونه در صحت مطالبی که می نویسد دارد لکن می توان با اندکی تأمل متوجه شد که تحلیل ارائه شده تلاشی برای فریب افکار عمومی در خصوص جساسیت های بین المللی نسبت به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی است. بر کسی پوشیده نیست که هرگونه فعالیت صلح آمیزی قانونی است و تنها فعالیت هایی می توانند غیر قانونی تلقی شوند که مغایر منافع عموم باشد. در این تحلیل گونه تلاش شده تا با نقل ۱۴ مورد از گزارش ارائه شده نشان داده شود که آژانس بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران اقرار داشته لکن تنها بسبب فشارهای سیاسی به اراده چنین گزارش هایی می پردازد. ۶ مورد از ۱۴مورد ادعایی در زیر نقد شده و باقی در گفتار بعدی مطرح خواهند شد.
در این تحلیل گونه آمده است:
"۱. (بند ۲): همه موارد هسته ای در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و آبشارهای نصب شده تحت نظارت آژانس قرار دارند.
۲. (بند ۳): تمامی مواد هسته ای کارخانه آزمایشی غنی سازی سوخت نطنز و محدوده آبشارها تحت نظارت آژانس قرار دارند.
۶. (بند ۸): آژانس در ۲۷ اوت ۲۰۰۸ از رآکتور آب سنگین اراک بازدید کرده است و به نظارت خود بر کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."
"۳. (بند ۴): نتایج نمونه برداری های محیطی از کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و کارخانه آزمایشی تا امروز نشان می دهد که این کارخانه ها طبق آن چه ایران اظهار داشته در حال فعالیت هستند."
"۴. (بند ۴): از مارس ۲۰۰۷ تا کنون، ۱۷ بازرسی سرزده در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز انجام شده است."
"۵. (بند ۵): هیچ نشانه ای از فعالیتهای باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد."
هموطن عزیز،
آیا شما می توانید موارد فوق را دلایلی برای قانونی یا غیر قانونی بودن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی تلقی کنید؟سایت خبری تابناک در ۰۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) متن سخنرانی علياصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود منتشر کرد. واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه بار دیگر ابهاماتی را که در اهداف آشکار و پنهان برنامه هسته ای دولت جمهوری اسلامی وجود دارد را آشکار می سازد که در گفتار حاضر به تعمیم مشکل ایران به کلیه کشورهای در حال توسعه برای توجیه اصرار در پی گیری برنامه غنی سازی اورانیوم توسط دولت جمهوری اسلامی و انحراف افکار عمومی بین المللی جهت سرپوش نهادن به اهداف واقعی خود می پردازیم. تابناک از آقای سلطانیه، در ایخصوص، چنین نقل می کند:
" آقاي رئيس، در سالهاي اخير پيشنهادهايي درباره ترتيبات چند جانبه عرضه سوخت هستهاي مطرح شدهاند. يک بررسي دقيق نشان ميدهد که تقريبا همه آنها هيج توجهي به ملاحظات و نگرانيهاي کشورهاي در حال توسعه با در نظر گرفتن محروميت تاريخي آنان از دسترسي به فنآوري و سوخت هستهاي، مبذول نداشتهاند. تقريبا تمامي آنها فاقد معيارهاي عملي امکان پذيري و غير تبعيض آميز منطبق با اساسنامه آژانس هستند. هر گونه بحث و بررسي آتي پيرامون رهيافت چند جانبه عرضه سوخت هستهاي بايد بر پايه مشارکت کامل تمامي کشورهاي عضو در مذاکرات و تصميم مبتني بر اجماع و بدون خدشهدار ساختن حق انکارناپذير کشورهاي عضو براي انتخاب گزينه سوخت هستهاي بومي و ملي استوار باشد."
هموطن عزیز
شما چه فکر می کنید؟
در مطلب پیشین به متن سخنرانی علياصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود که نوسط سایت خبری تابناک در ۰۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) منتشر شده بود اشاره کردیم. ایبار در واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه به استفاده ابزاری ایشان از مردم و انتظارات آنها در توجیه فعالیت های مصرانه دولت جمهوری اسلامی برای غنی سازی اورانیوم صخبت خواهیم کرد. تابناک در جایی دیگر از آقای سلطانیه چنین نقل می کند:
"آقاي رئيس، دولت با توجه به کمبود اعتماد در برابر کارپردازان بالقوه سوخت هستهاي، مجبور بود انتظارات مردم را که از طريق نمايندگان مجلس تبديل به قانون شده بود برآورده سازد؛ بنابراين سازمان انرژي اتمي ايران مجبور بود براي اجراي بخشي از نياز به سوخت نيروگاههاي هستهاي آب سبک خود به ساخت کارخانههاي غنيسازي بومي براي توليد اورانيوم با غناي پايين مبادرت ورزد. به همان دليل نداشتن اعتماد به کارپردازان خارجي بالقوه، ايران اقدامات جدي را در تمام بخشهاي چرخه سوخت انجام داد که از معادن اورانيوم از قبيل معدن ساغند و گچين شروع ميشد، کارخانه صنعتي تبديل اورانيوم که همان UCF است، غنيسازي اورانيوم، کارخانه غنيسازي نطنز و کارخانه توليد سوخت که تقريباً مراحل نهايي ساخت خود را ميگذراند."
و
هموطن عزیز،
سایت خبری تابناک در ۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) متن سخنرانی علياصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود منتشر کرد. واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه بار دیگر ابهاماتی را که در اهداف آشکار و پنهان برنامه هسته ای دولت جمهوری اسلامی وجود دارد را آشکار می سازد که جهت خودداری از طولانی شدن مطلب در این گفتار و گفتارهای بعد به تفکیک به طرح آنها می پردازیم. تابناک از آقای سلطانیه چنین نقل می کند:
"جمهوري اسلامي ايران در حال انجام يک برنامه انرژي هستهاي مشخص است."
"دولت در اجراي قانون مصوب مجلس موظف شده است طي بيست سال آينده، اقدامات جدي براي توليد ۲۰۰۰ مگاوات برق از طريق نيروگاه اتمي اجرا كند."
"با توجه به افزايش تقاضا براي انرژي به دليل رشد اقتصادي سالانه ۶ ـ ۸ درصدي و توسعه سريع صنعتي، انتظار ميرود که ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مگاوات برق، سالانه به شبکه ملي افزوده شود. مطمئناً بخشي از اين نيازها با توجه به ظرفيت محدود ديگر منابع انرژي و مزاياي انرژي هستهاي با عنايت به نگرانيهاي محيط زيستي بايد توسط نيروگاه هستهاي توليد شود."
"چند ماه پيش در پي يک مناقصه بينالمللي برخي شرکتها براي آغاز مرحله گزينش سايت براي نيروگاههاي هستهاي آتي برگزيده شدند. در کنار گزينش سايت، فعاليت وسيعي براي طراحي يک نيروگاه هستهاي آب سبک ۳۶۰ مگاواتي آغاز شد که براي زيربناي صنعتي ملي مفيد خواهد بود. بدين وسيله من از همه کارپردازان بالقوه ميخواهم که از اين فرصت استفاده كرده و در مناقصات آينده براي هدف ۲۰۰۰ مگاواتي برق مشارکت كنند. هيچ محدوديتي براي هيچ کشوري در جهان در اين زمينه وجود ندارد."
هموطن عزیز
در گفتار قبل گفته های سرتاسر متناقض آقای فتاح وزیر نیرو در رابطه با نقش نیروگاه اتمی بوشهر در کمبود برق و خاموشی های گسترده نه نتها در شهر تهران بلکه در تمام نقاط کشور را به سؤال کشیدیم. باید پذیرفت که صحبتهای آقای وزیر نه تنها در حد و اندازه های یک وزیر آنهم وزیر نیرو نیست بلکه هیچ انسان نیم آگاه به مسائل جاری ایران اینگونه ساده لوحانه آنهم در حوزه تخصصی خود صحبت نمی کند. سؤال اینجاست که آیا آقای وزیر واقعاً به این حد ساده لوح است یا خود را به ساده لوحی زده است؟ اگر آدم ساده لوحی نیست پس چه دلیلی دارد تظاهر به این کار کند؟ آیا وزیر اقتصاد و دارایی نیز که در خصوص صدور برق هسته ای مازاد صحبت کرده بود هم ساده لوح است یا او نیز خود را به ساده لوحی زده است؟ و یا اینکه هیچکدام تا به این حد ساده نیستند بلکه عاملی مشترک هر دو را به این نتاقض گویی ها وادار کرده است؟ این عامل مشترک چیست؟
در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ سایت خبری تابناک از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند: (خبر ۰۴۴)
" فتاح در برنامه تلویزیونی نگاه یک در پاسخ به اینکه آیا به روسیه برای تحویل نیروگاه هسته ای بوشهر فشار آورده اید؟ افزود : وزارت نیرو مسئولیت مستقیمی برای این کار ندارد اما چون عضو هیئت دولت هستم، می دانم با تلاش سازمان انرژی اتمی، روسیه به جد مشغول کار است."
"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و از وابستگی سوخت فسیلی رها شویم."
" اگر ۱۰۰۰ مگاوات برق نیروگاه هسته ای بوشهر امسال وارد مدار شده بود، مشکل خاموشی در کشور نداشتیم." و اینکه "فتاح ... اظهار امیدواری کرد که با این کار [راه اندازی نیروگاه بوشهر تا سال آینده] مشکل کمبود برق کشور نیز رفع شود." (خبر ۰۴۵)
هموطن عزیز،
شما نیز فکر نمی کنید که
به نظر شما
و آیا نباید بپرسیم که
در گفتار قبل در مورد گفته وزیر اقتصاد و دارایی دولت آقای احمدی نژاد گفتیم اما آقای وزیر اقتصاد تنها استثنای کابینه آقای احمدی نژاد نیست. در کنار وزیر اقتصاد و دارایی، آقای فتاح وزیر نیرو نیز اخیراً اظهاراتی در حوزه تخصصی خود، یعنی تولید و مدیریت برق، مطرح کرده اند که در جای خود جالب و البته مایه شرمساری دولت آقای احمدی نژاد و تمام آنانی که از وی حمایت کرده و میکنند، گردیده است. البته در خلال گفته های کوتاه ایشان حقایقی تلخ و بسیار نگران کننده از آینده نیروگاه اتمی بوشهر مطرح شده که در گفتار بعد بدان خواهیم پرداخت.
در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ سایت خبری تابناک از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند: (خبر ۰۴۴)
"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و از وابستگی سوخت فسیلی رها شویم."
" اگر ۱۰۰۰ مگاوات برق نیروگاه هسته ای بوشهر امسال وارد مدار شده بود، مشکل خاموشی در کشور نداشتیم."
استدلالهای بی محتوای آقای وزیر بدینجا خاتمه نمی بابد و چون هیچ صدای اعتراضی از کسی بلند نمی شود، ایشان مطمئن تر از قبل بر ادعاهای خود می افزاید. سایت خبری تابناک بار دیگر در تاریخ ۲۸/۰۴/۱۳۸۷ از ایشان چنین نقل قول می کند: (خبر ۰۴۵)
"فتاح با بیان اینکه رئیس سازمان انرژی اتمی وعده داده که این نیروگاه تا سال آینده راه اندازی شود، اظهار امیدواری کرد که با این کار مشکل کمبود برق کشور نیز رفع شود."
"وزیر نیرو با بیان اینکه اگر این نیروگاه به بهره برداری رسیده بود، حداقل نصف کمبود برق ما در تابستان امسال حل می شد، گفت: اگر این نیروگاه راه اندازی نشود در سال آینده نیز به اندازه هزار مگاوات برق در تامین برق مشکل خواهیم داشت. وی خاطرنشان کرد: برهمین اساس، اگر هزار مگاوات برق این نیروگاه وارد مدار شده بود امسال با مشکل مواجه نبودیم."
هموطن عزیز،
بنظر شما
در گفتار قبل موضوع صدور فناوری هسته ای به نیجریه و تکذیب سریع وزارت بازرگانی را به سؤال کشیدیم و گفته بودیم که این ادعاهای دروغ و عوام فریبانه در میان دولتمردان جمههوری اسلامی کم سابقه نیست. بیایید کمی به عقب برگردیم و نگاهی به خبر سایت تابناک که در تاریخ ۲۸/۱۰/ ۱۳۸۶منتشر شده بود (خبر ۰۴۳)، بیندازیم. در این خبر کوتاهس آمده بود:
"به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از "دیلی تایمز پاکستان" ، داود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی درهند گفت : ایران قصد دارد از طریق انرژی هسته ای ۲۰ هزار مگاوات برق تولید کند که ایران می تواند مازاد آن را از طریق کشور پاکستان به هند صادر می کند."
و
و
هموطن عزیز،
به نظر شما انگیزه اصلی در اعلام نیاز به ۲۰ هزار مگاوات فرق هسته ای چیست؟چندی پیش (۸/۰۶/۱۳۸۷) خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس خبر از صدور فناوری هسته ای و بومی شده ایرانی به کشور آفریقایی و فقر زده نیجریه داد (خبر ۰۳۹). این خبر آنقدر تعجب آور و بحث برانگیز که دولتمردان حمهوری اسلامی برای بیشتر زیر سؤال نرفتن و شاید آشکار نشدن اهدافشان، گفته های خود را که کم سابقه نیز نبود و نیست، تکذیب کردند (خبر ۰۴۰). در این خبر آمده بود:
"محمد علی ضیغمی سرپرست یک هیئت بازرگانی به نیجریه گفته است: ایران حق دارد تا دانش هسته ای خود را در اختیار نیجریه قرار دهد. ضیغمی گفت: سوخت های فسیلی روزی تمام خواهند شد و توسعه انرژی پاک امری بسیار مهم و ضروری به نظر می رسد."
"این مقام ایرانی ضمن انتقاد از انحصار علمی برخی کشورها گفت: هیچ کس نمی تواند استفاده از دانش فنی[هسته ای] را در هیچ جایی از جهان محدود کند."
در خبر دیگری، به فاصله کوتاه از خبر اول، خواندیم که وزارت بازرگانی عحولانه "هرگونه مذاکره در زمینه انتقال دانش فنی هسته ای درسومین اجلاس کمیسیون مشترک ایران و نیجریه را تکذیب کرد" (خبر ۰۴۰).
سایت خبری آفتاب فراتر رفته و بی خبر از اینکه کل خبر بعداً تکذیب خواهد شد در خبر خود (خبر ۰۴۲) از مشخص نشدن جزئیات این قرارداد یاد کرده است. بعلاوه این سایت خبری بر خلاف خیرگزاری مهر از معاون وزارت خارجه نیجربه نام برده است. این سایت خبری از قول معاون وزارت خارجه نیجریه اینگونه نقل می کند:
" جامعه جهانی نباید نسبت به روابط ایران و نیجریه قضاوت نادرست کند و نباید این قرارداد به عنوان تلاش نیجریه برای دستیابی به سلاح اتمی تلقی شود."
سایت خبری آفتاب در توجیه و تأیید این خبر به نیاز مبرم نیجریه به برق و اینکه جمعیت ۱۴۰ میلیونی نیجریه فقط چند ساعت در روز از برق برخوردارند اشاره کرده در حالیکه این سایت خبری از اینکه جمعیت ۷۰ میلیونی ایران (که آماده ساخت نیروگاههای اتمی در کشور نیجریه است) روزی چند ساعت بدون برق بسر می برند صحبتی بمیان نیاورده است.
هموطن عزیز،
بنظر شما دروغ اول چیست و کدام است که دروغهای دیگر، در توجیه آن، پی در پی و بدنبال می آیند؟
چند روز پیش سایت خبری تابناک از قراردادهای مکان یابی برای نیروگاههای هسته ای ایران خبر داد (خبر ۰۳۶). اعلان این خبر برای آنانکه از فناوری ساخت نیروگاههای اتمی آگاهی دارند نه تنها خبری خوش نیست بلکه موجی از نگرانی و وحشت از آینده را ایجاد کرده است. به نقل از این سایت:
"احمد فیاض بخش مدیرعامل شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی خاطر نشان کرد: بر اساس این قراردادها و با توجه به گستردگی کشور و نیز ارتقاء و بهره گیری و ارتقاء توان علمی موجود، کل کشور به هشت منطقه تقسیم شد."
" فیاض بخش گفت: از ۶۲ شرکت مشاور که در فراخوان عمومی تمایل خود را اعلام کرده بودند، با توجه به سوابق و توانمندیها، اسناد مناقصه به ۱۶ شرکت ارسال شد و سرانجام ۶ شرکت سازه پردازی ، لار ، قدس نیرو ، قرارگاه خاتم ، تهران برکلی و مهاب قدس برای اجرای این طرح در ۱۳ ماه انتخاب شدند." (خبرهای ۰۳۶ و ۰۳۷)
و جالبتر اینکه:
"مدیرعامل شرکت تولید وتوسعه انرژی اتمی از شرکت چند کشور خارجی در مناقصه مکان یابی نیروگاه هسته ای خبر داد و گفت: چند شرکت از کشورهای روسیه، کانادا و سوئیس در این مناقصه شرکت کردند." (خبرهای ۰۳۷ و ۰۳۸)
وا عجبا!
"وی با اشاره به شرایط لازم برای مکان یابی ساخت نیروگاههای اتمی در کشور افزود: براساس تقسیم بندی مکانی در کشور، همانطور که گفته شد در هر منطقه بر اساس معیارهای بین المللی مطالعات آبشناسی، زلزله شناسی، جمعیت شناسی، توپو گرافی، زمین شناسی، هوا شناسی، اکولوژی و محیط زیست، خط انتقال برق و راه های دسترسی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و بر این اساس نیروگاهها ساخته خواهد شد."
"مدیرعامل شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی در خصوص نحوه عملکرد شرکت های پذیرفته شده در مناقصه اظهار داشت : بر این اساس کشور به هشت منطقه تقسیم شد و قرار براین شد هر ۱۶ شرکت درهر ۸ منطقه رقابت کنند که نهایتا ۴ شرکت هر کدام در یک منطقه و دو شرکت برای فعالیت در دو منطقه انتخاب شدند."
"فیاض بخش خاطر نشان کرد: مطابق ضوابط و مقررات بین المللی و همچنین نظام ایمنی هسته ای کشور سازمان بهره بردار (مالک) ملزم به اخذ پروانه برای محل احداث نیروگاه قبل از آغاز عملیات اجرایی است البته پس از انجام پروژه اطلاعات به دست آمده به نظام ایمنی هسته ای که منطبق با استانداردهای آژانس بین المللی انرژی اتمی است؛ مراحل مربوط به ساخت نیروگاه طی میشود." (خبرهای ۰۳۶ و ۰۳۸)
هموطن، شما چه فکر می کنید؟
چندی پیش سایت خبری نواندیش (خبر ۰۳۵) تحلیلی خواندنی در خصوص استراتژی هسته ای کره شمالی ارائه کرده بود. از آنجا که تشابه بسیار زیاد و قابل توجهی بین این استراتژی و استراتژی هسته ای جمهوری اسلامی وجود دارد، برآن شدیم که وجوه تشایه و اختلاف این دو استراتژی را به سؤال کشیم. بکی از مطالبی که در طی چند سال اخیر و در قالب چالش هسته ای مطرح بوده اینستکه دولت جمهوری اسلامی با نقویت بنیه هسته ای خود قصد داشته است، همچون کره شمالی، توان چانه زنی سیاسی خود در مقابل غرب بویره آمریکا را بالا برده تا در صورت نشستن بر سر میز مذاکره برگی برنده و قوی در دست داشته و بتواند از موضعی محکم برخورد کند.
از سوی دیگر در ماههای گذشته شاهد بودیم که بالاخره کره شمالی پس از چند سال مذاکره مستقیم با آمریکائیها متقاعد شد که در برنامه هسته ای خود تجدید نظر کند. منطقی نیست تصور کنیم که کره شمالی بازنده مطلق این مذاکرات بوده و یقیناً دستاوردی از این استراتژی خود داشته است. اتفاقاً همین استراتژی بالا بردن توان چانه زنی، نشستن پای میز مذاکره حداقل نه از موضع ضعف و دستاوردهای راضی کننده (برای کره شمالی ها) موجب شده است تا جمهوری اسلامی به اتخاذ استراتژیی مشابه تحریک و ترغیب شود. از همین رهگذر انتظار می رود موفقیت و یا عدم موفقیت کره شمالی ها دورنمای روشنی برای مسئولین دولت جمهوری اسلامی که استراتژی کره شمالی را الگوی خود قرار داده بودند، ترسیم کرده باشد. سؤال بزرگ اینستکه: آیا برای اتخاذ راه درست دیر نشده است؟ آیا از عاقبت کره شمالی درسی آموخته ایم؟ آیا مردم ما همسنگ و وزن مردم کره شمالی هستند و آیا مستحق بهتر از اینها نیستند؟ آیا بهنر نیست بسته کشورهای ۵+۱ را خالی نبینیم و در مقابل سعی کنیم (بگونه ای منطقی) بر محتویات آن بیافزاییم؟ و بالاخره اینکه، بهتر نیست این فرصتها را که میتوانند فرصتهایی طلایی باشند قربانی زیاده خواهی های غیر اصولی خود نکنیم؟
در تحلیل نواندیش آمده بود:
" كره شمالی از دهه ۱۹۸۰ كوشید با ایجاد یک برنامه هستهای، توانمندی خویش را در منطقه افزایش دهد و با تعریفی كه در دوران جنگ سرد از سیاست سفلی و والا وجود داشت، با افزایش بودجه نظامی و قدرتمند كردن خود در عرصه سیاست والا از طریق پیگیری یک برنامه هستهای خود را به آنچه كه میخواهد، برساند."
· آیا این همان الگویی نیست که مسئولان جمهوری اسلامی از کره شمالی برای خود ترسیم کردند؟ اگر این الگو برداری وچود ندارد، پس تشابه بسیار زیاد بین استراتژی حمهوری اسلامی و کره شمالی را چگونه می توان توجیه کرد؟
"اما در سال ۱۹۹۲، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای اعلام كردند كه كره شمالی تعهدات خود را نقض کرده و پلوتونیوم را به سمت برنامه تسلیحاتی سوق داده است."
· آیا این نیز شبیه همان سناریوی پیش روی جمهوری اسلامی نیست؟
"یک سال بعد این كشور در جریان تقاضا برای بازرسی ویژه اعلام كرد كه از معاهده منع گسترش خارج میشود."
· آیا این همان زمزمه ای نیست که بکرات از زبان بعضی نمایندگان مجلس، بعضی مسئولان دولتی و سیاستمداران اصولگرا و البته در قالب تهدید شنیده میشود؟
"به تبع این اقدام كره شمالی، تحریمهای سیاسی و اقتصادی در كنار مشوقهای اقتصادی به این كشور روانه شد. هدف این بود که کره شمالی در صورت پیش بردن برنامه هستهای خود در سطح وسیع و ارائه رویكرد تهاجمیتر نسبت به جهان مورد تحریمهای بیشتر قرار گیرد و یا اینكه با قبول كمكهای اقتصادی و فنی، برنامه هستهای خود را كنار گذارد."
· آیا این همان سناریویی نیست که اکنون برای ایران پیاده می شود؟ چرا با اینهمه وجوه تشابه، از این داستان زنده و واقعی درس نمیگیریم؟ چرا به پایان این داستان به دقت ننگریسته و بیشتر در آن نمی اندیشیم؟
"رویكرد تهاجمی این كشور در سیاست اعلانی با بهكارگیری ادبیات تندروانه در سیاست خارجی، با پیگیری برنامه هستهای و آزمایش موشك هستهای در سال ۲۰۰۶ به یک سیاست اعمالی تهاجمی نیز منجر شده است."
· آیا ادبیات تندروانه ای که متأسفانه در سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد می بینیم آمیخته با پیگیری و اصرار در برنامه غنی سازی اورانیوم و آزمایش موشک های دوربرد توسط سپاه پاسداران، سیاستی تهاجمی توسط جمهوری اسلامی را تداعی نمی کند؟ آیا نباید، بدین ترتیب، انتظار داشت که جامعه بین الملل کره شمالی دومی را در سیمای جمهوری اسلامی ببیند؟
· آیا این تشابه، اتفاقی است یا بصورت تعمدی پی گیری می شود؟
"انهدام برج خنككننده رآكتور یونگ بیون در ۲۷ ژوئن كه نماد برنامه هستهای كره شمالی به شمار میرفت، نشان از آن دارد كه كیم جونگایل در پیش گرفتن سیاست تهاجمی نسبت به نظام بینالملل شكست خورده است."
· چرا انهدام برج خنككننده رآكتور یونگ بیون را باید نشان از شکست خوردن سیاست تهاجمی كره شمالی تلقی کرد؟ چرا آنرا نباید دادن امتیازی در مقابل گرفتن امتیاز (امتیازهایی) دیگر در مقابل دانست؟
"تلاش این كشور برای بیرون آمدن از تحریمهای تجاری بینالمللی كه ضربات سختی را به اقتصاد و مردم این كشور زده است، نشان از آن دارد كه در پیش گرفتن سیاستهای غیرواقعبینانه و تهاجمی در عرصه بینالملل از سوی دولت كره شمالی نه تنها مردم بلكه بقای این دولت را نیز به خطر انداخته است. "
· آیا این همان سناریویی نیست که از سوی دولت جمهوری اسلامی به مردم ایران تحمیل می شود؟
· آیا تاریخ در حال تکرار شدن نیست؟
· آیا این گونه نیست که بخاطر پیش گرفتن سیاستهای غیرواقعبینانه و تهاجمی در عرصه بینالملل از سوی دولت جمهوری اسلامی، تحریمهای تجاری، اقتصادی، مالی بینالمللی ضربات سختی را به اقتصاد و مردم كشورمان وارد کرده و میکند که خدا میداند چند سال طول خواهد کشید تا بتوان آنها را جبران کرد؟
· آیا جمهوری اسلامی به راهکارهای برون رفت از این تخریب تدریجی زیربناهای اقتصادی کشور که متأسفانه آمیخته با بی تدبیری دولت آقای احمدی نژاد سرعت بیشتری نیز یافته، اندیشیده است؟
· آیا دولت جمهوری اسلامی ارزیابی صحیح و منطقی از این صدمات و تخریب ها دارد یا اینکه چشم خود را بسته و همچنان بر سیاست تهاجمی خود اصرار می ورزد؟
"درحالیكه در كشور همسایه كره جنوبی مردم از رفاه بالایی برخوردارند. بهدلیل كوشش صاحبان قدرت و ثروت و نخبگان فكری حاكم بر این كشور، كره جنوبی توانسته ..."
· آیا بهتر نبود (نیست) بجای الگو پذیری از کره شمالی، تلاش میکردیم (کنیم) با نگاه به کره جنوبی در ارتقای اقتصادی جمهوری اسلامی کوشیده، ضمن بهبود نسبی رفاه عمومی از حربه اقتصاد برای رساندن صدای خود به جهانیان نیز استفاده کنیم؟
"موفقیت و پیشرفت كشورها در جهان كنونی را دیدگاه و رویكرد دوراندیشانه نخبگان فكری و ابزاری آنان نسبت به نظام بینالملل و نحوه اقدام آنها در این محیط، رقم خواهد زد."
· نقش دیدگاه و رویكرد فكری و ابزاری نخبگان در جمهوری اسلامی را با توجه به نتایجی که برای مردم ایران از رهگذر چالش هسته ای موجود حاصل شده، چگونه باید ارزیابی کرد؟
"كشورهایی كه بكوشند با درك عمیق شرایط نظام بینالملل موقعیت اقتصادی و اعتبار بینالمللی خویش را ارتقا دهند، مردم این کشورها نیز از جایگاه مناسبتری برخوردار خواهند بود."
· آیا میتوان جایگاه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تكنولوژی کنونی مردم ایران را که بویژه و متأسفانه دز سه سال گذشته سیری قهقرایی طی نموده، ملاک و معیاری برای میزان درك دولت جمهوری اسلامی از شرایط نظام بینالملل دانست؟
و با نگاهی دوباره به عنوان تحلیل یعنی "کره شمالی وضوح استراتژی ناکارآمد" این سؤال مطرح میشود که:
· با توجه به الگو برداری از استراتژی هسته ای کره شمالی برای بالا بردن قدرت چانه زنی توسط جمهوری اسلامی، چرا این استراتژی برای کره شمالی ناکارآمد اما برای جمهوری اسلامی باید کارآمد و موفق تلقی شود؟
ای هموطن، شما چه فکر می کنید؟ آیا فکر نمیکنید جمهوری اسلامی شاید با نگاهی مثبت به محتوای بسته پیشنهادی ۵+۱ بتواند به توافقاتی حداقل مشابه با آنچه کره شمالی ها از طراحی الگویی که ما نیز آنرا کپی کردیم، دست یافتند، دست یابد؟ یا اگر آنها از سر ضعف و شکست، به کنار گذاشتن استراتژی هسته ای خود تن دادند، آیا ممکن است ما هم به همان بلا دچار شویم؟
چندی پیش (۲۹/۰۳/۱۳۷۸) سایت خبری آفتاب در خبری (خبر ۰۲۸) تحت عنوان "بسته پیشنهادی سولانا پر از خالی است" به نقل از محمدنبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی آورده بود که:
"بسته پیشنهادی سولانا پر از خالی است. تعلیق دستاورد علمی دانشمندان هستهای ایران از دست دادن یک فرصت تاریخی و رویکرد به یک تهدید دائمی از سوی قدرتهای زورگوی جهان است".
در هفته های گذشته این گفته را از سه منظر مختلف مورد بحث قرار دادیم لکن در این نوشته، از زاویه ای دیگر به این اظهار نظر می پردازیم. آقای حبیبی نیز همچون سایر مسئولین چمهوری اسلامی دستاوردهای هسته ای را مرهون گروه "دانشمندان هستهای (جوان) ایران" دانسته است که نه تنها وجود خارجی ندارند بلکه با استفاده ناشیانه و تکراری از چنین عنوانی، موجبات دلخوری دانشمندان واقعی ایرانی در سرتاسر جهان و متخصصانی که لزوماً دانشمند نیستند، تخصص هسته ای ندارند و ممکن است جوان هم نباشند، را فراهم آورده است. این چنین استفاده ابزاری از عناوین دهان پرکن، یا نشان از ناآگاهی مسئولان نظام از اصل مطلبی دارد که به آن وارد شده اند و یا اهدافی پنهانی را که تنها در سایه غفلت عمومی و خودبزرگ بینی های جاهلانه می توان به آنها دست یافت، خواهد داشت. این هر دو نیز به نوبه خود به یک سؤال ختم میشوند که: پس گمراه کردن مردم چه هدفی را تأمین می کند؟
· چرا آنچه را که در تأسیسات فرآوری اورانیوم (UCF) اصفهان (که بیشتر تأسیساتی شیمیایی تلقی میگردد) صورت گرفته،باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟
· چرا آنچه را که در تأسیسات تولید آب سنگین اراک (که مطلقاً تأسیساتی شیمیایی است) صورت گرفته باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟
· و یا چرا آنچه را که در تأسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز (که بیشتر حاصل تلاش متخصصان "مهندسی معکوس" و "مبتکران مونتاژکار" ایرانی است) گذشته و میگذرد، باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟
· چه دلیلی دارد که همه چیز را به فناوری هسته ای وصل می کنند؟
· و در نقطه مقابل، چرا از نقش دانشمندان هسته ای ایرانی! در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر (که یقیناً تأسیساتی هسته ای است) صحبتی به میان نمی آید؟ آیا این به این دلیل نیست که کارفرمای روسی "دانشمندان هسته ای ایرانی" را ندیده و نمی شناسد، با وی برخوردی نداشته و یا اصولاً چنین چیزی را برسمیت نشناخته و نقشی را برای این گروه (نامرئی) قایل نشده است؟ راستی، مسئولان جمهوری اسلامی در مقابل این بی توجهی روسها چه عکس العملی نشان داده اند؟ آیا ساخت نیروگاه اتمی در خاک ایران بدون مشارکت کلیدی ایرانیان، اصلاً برای این مسئولان مهم نبوده است؟
· سهم متخصصان و کارشناسان در رشته های مهندسی شیمی، مواد، مکانیک، ابزار دقیق، طراحی صنعتی، و غیره در راه اندازی تأسیسات نه چندان هسته ای فوق چیست؟ چرا باید این متخصصان را آنطور که هستند فراموش کرد و آنها را با چهره ای دروغین به مردم شناساند؟ آیا در حق این زحمتکشان جفا نشده است؟
· آیا این به این معنا نیست که اصولا گروهی بنام "دانشمندان هسته ای (چه جوان و چه غیرجوان)" وجود خارجی نداشته و مسئولین جمهوری اسلامی یا درک درستی از این امر ندارند (که بعید بنظر میرسد) و یا اینکه استفاده از این عناوین دروغین اما دهان پرکن تنها دستاویزی ست برای اغفال مردم و نیل به اهداف سیاسی آنها؟
· آیا فرق دانش و تکنولوژی را میدانند؟
· آیا می دانند عنوان "دانشمند" به چه کسی اتلاق می شود و یا اینکه دانشمند چه می کند و چگونه زندگی می گذراند؟ آیا دانشمندان در دنیای سیاست وارد می شوند؟ آیا دانشمندان به انجام تحقیقات علمی مشغولند یا با بعهده گرفتن مناصب مدیریتی و سیاسی به طی درجات اجتماعی و احیاناً ساختن زندگی مادی راحت مشغول می شوند؟ ویا اینکه اصولاً تعریف "دانشمند ایرانی" با تعریف معمول "دانشمند" تفاوت دارد؟
· آیا فرق "دانشمند" با "استاد دانشگاه"، "عضو هیأت علمی"، "کارشناس"، "مهندس" و ... را می دانند؟
· چرا واهمه دارند تا از عنوان "مهندس هسته ای" استفاده کرده و در مقابل همه را بگونه ای دروغین و جعلی "دانشمند" می نامند؟
· آیا حال که همه را "دانشمند" مینامند، با آنها هم مثل یک دانشمند رفتار میکنند و آیا به آنها در حد یک "دانشمند" حقوق می پردازند؟
به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۳):
" رئیس جمهور ... به چهارده تن از آنها به نمایندگی از جامعه اندیشمندان بزرگ هسته ای کشورمان نشانه های دولتی تقدیم نمود که اسامی برگزیدگان مذکور به شرح ذیل می آید:
۱- مهندس ر. آ. (رییس سازمان انرژی اتمی) نشان درجه یک خدمت و مدیریت؟
۲- دکتر م. ق. (معاون تولید سوخت هسته ای سازمان انرژی اتمی) نشان درجه یک پژوهش و مدیریت؟
۳- دکتر س. ج. ص. (مدیر تاسیسات غنی سازی نطنز) نشان درجه دو لیاقت و مدیریت
۴- مهندس ص. س. (مدير عامل UCF اصفهان) نشان درجه دو لیاقت و مدیریت
۵- مهندس ج. م. نشان درجه دو لیاقت و مدیریت
۶- مهندس ح. ر. م. (مديریت تولید در UCF اصفهان) نشان درجه سه پژوهش و مدیریت؟
۷- مهندس ه. ن. (مدیریت تأسیسات غنی سازی نطنز) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۸- مهندس ع. ح. ن. (مدیرعامل شرکت انرژی مصباح) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۹- مهندس ج. ک. (مدیرعامل شرکت انرژی نوین) نشان درجه سه پژوهش و مدیریت؟
۱۰ - مهندس ع. ر. (عضوهیأت مدیره شرکت کالا الکتریک) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۱۱- مهندس م. ف. آ. نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۱۲- مهندس س. ا. م. ع. (کارشناس مونتاژ سانتریفیوژ) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۱۳- مهندس م. ب. (کارشناس مونتاژ سانتریفیوژ) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت
۱۴-مهندس ه. ب. (کارشناس تولید منیزیوم با تراکم ۹۹ درصد) نشان درجه سه پژوهش "
· آیا آنانکه مدال لیاقت دریافت و دانشمند هسته ای نامیده شدند دارای حداقل مدرک "لیسانس مهندسی هسته ای" و یا "لیسانس فیزیک هسته ای" هستند؟
· آقای مهندس آقا زاده که به عنوان دانشمند هسته ای مدال گرفته است و تا قبل از شفل کنونی اش در مناصب مربوط به نفت اشتغال داشته، دارای کدام مدرک مهندسی است؟ آیا مدرک مهندسی ایشان به نفت هم مربوط می شود؟
· چگونه است که، برای مثال، آقای دکتر س. ج. ص.، مدیر تاسیسات غنی سازی نطنز با مدرک مهندسی شیمی در زمره دانشمندان هسته ای ایران قرار می گیرد؟ اگر ایشان دانشمند هسته ای است، پس آنانی را که دارای مدرک و دانش هسته ای هستند چه باید نامید؟
· آیا انتخاب این افراد که دارای هیچ مدرک مرتبط نیستند به عنوان دانشمند هسته ای و بالاتر از آن به عنوان "نمایندگی از جامعه اندیشمندان بزرگ هسته ای کشورمان" عملی اشتباه نیست؟
· آیا اعطای نشان مدیریت به اکثر دانشمندان هسته ای! معرفی شده، تأیید جایگاه مدیریتی (و نه علمی) این افراد نیست؟ آیا دانشمند هسته ای نامیدن این افراد پاداشی برای خوش خدمتی آنان به دولت جمهوری اسلامی است یا تجلیل از مقام علمی آنها؟
· آیا انتخاب این افراد با دانش و تخصصی غیر مرتبط با علوم و تکنولوژی هسته ای و صرفاً به سبب داشتن نقشهای مدیریتی و تلاش در پیاده کردن برنامه های مسئولین دولت جمهوری اسلامی که میتواند لزوماً با منافع ملی ایرانیان همسو نباشد، توهین به دانشمندان، اندیشمندان، متخصصان و کارشناسان هسته ای در ایران و هم در جهان نیست؟
به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۴)
"احمدی نژاد تاکید کرد: این مراسم برای تجلیل عده ای از اندیشمندان هسته ای کشور است، نمونه ای از جوانان این سرزمین هستند که اگر بنا باشد از همه مخترعین و همه مکتشفین تقدیر کنیم باید هزاران هزار نشان افتخار ارائه نماییم."
· آیا شنیده اید که از قدیم گفته اند "دروغگو کم حافظه است"؟
· چگونه است که آقای احمدی نژاد فراموش کرده که آقایان آقازاده، قنادی مراغه و ... نه تنها جوان نیستند بلکه در جایگاه پدر ایشان هستند و اگر موهایشان بطور مادرزادی سفید نبوده باشد (که بنظر نمیآید)، باید در آسیاب عمر سفید شده باشند؟
به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۴):
"احمدی نژاد در بخش پایانی سخنان خود گفت: بنده در سال گذشته که برای بازدید از نیروگاه هسته ای رفته بودیم دیدم که اگر انگیزه دفاع از استقلال شرف و عزت ملت ایران نبود، کار با این سرعت و با این قوت پیش نمی رفت. در این بازدید جوانان دانشمند هسته ای از بنده خواستند که این پلمپ ها و قفل ها باز شود که به لطف خدا در کمتر از 5 ماه با برداشتن محدودیت های غیر قانونی امروز یک قله بزرگ را فتح کنیم."
· آیا معرفی دانشمندان هسته ای! توسط رئیس جمهوری که هنوز فرق نیروگاه (برای مثال نیروگاه اتمی بوشهر) و تأسیسات هسته ای (برای نمونه تأسیسات فرآوری اورانیوم، غنی سازی اورانیوم و یا تولید آب سنگین به ترتیب در اصفهان، نطنز و اراک) را نمیداند، مایه تأسف و سر شکستگی جامعه اندیشمند ایرانی و مردم ایران نیست؟
· چرا آقای رئیس جمهور به نمایندگی از مجموعه حکمرانان جمهوری اسلامی، چشم خود را بر واقعیات بسته و با نشر و ترویج اخبار غیر واقعی مردم را گول زده و قدر متخصصان ایرانی را آنگونه که هست و باید نمی داند؟
· چرا آقای رئیس جمهور نقش عبدالقادرخان پاکستانی که مبنا و پایه تمام ماجرای غنی سازی اورانیوم در ایران است را فراموش کرده، همه را به دروغ به "دانشمندان هسته ای جوان ایرانی!" نسبت می دهد که اصلاً وجود خارجی ندارند؟
· چرا آقای رئیس جمهور نقش طراحی های پایه چینی ها را که بر اساس آن تأسیسات فرآوری اورانیوم (UCF) در اصفهان ساخته شده، فراموش کرده و همه را دستاورد گروهی خیالی و خود ساخته می داند؟ آیا همه اندیشمندان ایرانی در سرتاسر جهان خوابند و آنچه میگذرد را نمی بینند و نمی شنوند؟
· چگونه است که هیچکدام از دانشمندان هسته ای! معرفی شده، بر خلاف رفتار و منش سایر دانشمندان در اقصا نقاط جهان، در هیچ دانشگاه کشور اشتغال نداشته، در تربیت نیروهای جوان و متخصصان و دانشمندان آینده این مرز و بوم نمی کوشند و در عوض به انجام شغل های مدیریتی مشغولند؟
ای هموطن، شما چه فکر میکنید؟ چرا باید اینهمه دروغ بگو یند؟ و چرا همگان خفته و هیچ صدایی از کسی بر نمی آید؟