تبليغاتX
خودنویس هسته ای
خودنویس هسته ای
تحلیل خبر های مربوط به فنآوری هسته ای در ایران

بنام خدای بزرگ و برای ایران عزیز
سه شنبه هفدهم دی 1387
آژانس بین المللی انرژی اتمی شریک جمهوری اسلامی در نقض حقوق اولیه مردم ایران

چندی پیش سایت خبری فردا در خبری (خبر ۰۵۲) از زبان نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی به همکاری کامل آژانس و جمهوری اسلامی در زمینه ایمنی هسته ای اشاره کرده بود. در این نقل قول، ظاهراً این نماینده ضمن تأیید تمهیدات ایمنی هسته ای توسط جمهوری اسلامی زبان به تقدیر نیز گشوده است. بی شک با توجه به بی توجهی مطلق جمهوری اسلامی به موازین و استانداردهای هسته ای و هدایت برنامه ای کاملاً سیاسی و جاه طلبانه تحت پوشش برنامه هسته ای، این اقدام آژانس دروغی آشکار و بسیار غیرمسئولانه بشمار می آید که باید تمام آحاد مردم و بویژه نخبگان و حقوقدانان آنرا جدی بگیرند. سایت خبری فردا چنین نقل می کند:

"کریستر ویکتورسون نماینده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ... اظهار داشت: همکاری ایران و آژانس در عرصه ایمنی هسته‌ ای به طور کامل در چارچوب قراردادهای موجود انجام شده است و نباید از یاد برد که موارد فنی و ایمنی مورد استفاده در تاسیس نیروگاههای هسته‌ ای آسیا در اغلب موارد رعایت شده است."

  • اگر بر خلاف این همکاری کامل مورد ادعای این آقای نماینده، ثابت شود هنوز در ایران استاندارد ایمنی هسته ای وجود ندارد و هیچکدام از فعالیتهای حاضر بر اساس استانداردهای معتبر بین المللی انجام نگردیده و نمی گیرد، ایراد کار را باید در کجا جستجو کرد؟
  • اگر فردا حادثه ای بسبب عدم رعایت استانداردهای ایمنی رایج در هنگام طراحی، تکمیل و بهره برداری هر کدام از تأسیسات هسته ای ایران رخ داد و موجب صدمه مردم و پرسنل بیگناه این تأسیسات گردید، ایراد را در کجا باید دید چه کسانی را باید مسئول دانست؟
  • آیا آژانس حاضر است بسبب این تأیید سیاسی مسئولیت این صدمات را پذیرفته، تاوان بدهد؟
  • چرا از نگاه ایشان موارد فنی و ایمنی مورد استفاده در تأسیس نیروگاههای هسته ای در آسیا با آنچه در کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا وجود دارد باید متفاوت باشد؟ آیا خون مردم آسیا کمرنگتر است که باید اجازه داد استانداردهای ایمنی ضعیفتری بر ای تضمین سلامت آنها بکار گرفته شود؟
  • منظور ایشان از "اغلب موارد" چیست؟ آیا این "اغلب موارد" شامل سناریوهای حوادث فاجعه آمیز هسته ای هم می شود یا خیر؟
  • آیا عیراز اینستکه تمام افرادی که هم اکنون بر اثر عدم رعایت استانداردهای ایمنی در تأسیسات هسته ای UCF، غنی سازی اورانیوم در نطنز دچار حادثه شده و وضعیت سلامت آنها مخفی نگاهداشته شده باید بتوانند علیه این نهاد بین المللی اقامه دعوا نمایند؟
  • آیا غیر از اینستکه نسل های حاضر و آینده، آژانس بین المللی انرژی اتمی را نیز در آنچه در آینده دور و نزدیک بر سر آنها خواهد آمد باید مسئول دانسته و حق اقامه دعوا و استیفای حقوق خود از این نهاد را برای خود محفوظ بدانند؟
  • آیا این آقای نماینده آژانس از انباشت بیش از حد و بدون رعایت موازین و استانداردهای بین المللی ایمنی هسته ای در نأسیـسات هسته ای اصفهان آگاه است؟ آیا ایشان خبر داردکه قسمت بسیار عمده و گسترده ای از مراکز تجمع انسانی شهر اصفهان در محدوده این شعاع قرار دارد؟ اگر خبر دارد، پس چه چیزی را مورد تأیید قرار میدهد؟
  • آیا این نماینده محترم ازشعاع محدوده خطر نیروگاه اتمی بوشهر که بر خلاف استانداردهای بین المللی موجود، هزاران نفر انسان بیگناه را در خود جای داده خبر دارد؟ آیا جناب ایشان از کوتاهی کارشناسان روسی و در کنار آن ناآگاهی کارشناسان ایرانی در این رابطه آگاهی دارد؟ آیا غیر از اینستکه با تأیید ایشان، آژانس هم در تضییع حقوق مردم ایران سهیم است و باید تاوان این حرکت سیاسی خود را بدهد؟

"این مقام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."

  • آیا جای خنده و گریه همزمان از اظهارنظرهای غیرمسئولانه و وقیحانه این نماینده وجود ندارد وقتی از سیستم مدیریت یکپارچه و آموزش های ایمنی که هرگز وجود نداشته است صحبت می کند؟
  • آژانس بین المللی انرژی اتمی یاوه گویی و دروغ پردازی های نماینده خود را چگونه توجیه می کند؟

هموطن گرامی،

  • بنظر شما چرا آژانس به این روشنی وظایف خور را فراموش و در این برهه به مدح آنچه وجود خارجی ندارد پرداخته است؟
  • بنظر شما آژانس از این اقدام غیر اصولی حود چه نتیجه ای قرار است بگیرد؟
  •  آیا به نظر شما وقت آن نرسیده که حقوفدانان آزاده ایرانی و غیرایرانی به تظلم خواهی از مردم مظلوم ایران برخیزند؟
+ نوشته شده در 6:24 توسط "خودنویس هسته ای".
سه شنبه دهم دی 1387
ضرورت بررسی چگونگی رعایت موارد ایمنی در تأسیسات هسته ای ایران توسط کارشناسان مستقل بین المللی

چندی پیش سایت خبری فردا در خبری از مراتب قدردانی (خبر ۰۵۲) نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی از جمهوری اسلامی به جهت آنچه وی "ایجاد نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود در نیروگاه اتمی بوشهر" نام برده، خبر داده بود. هر چند به خبرپراکنی این سایت های خبری نمی توان استناد کرد، اما چنانچه با احتمال ضعیف این چنین ادعایی صحت داشته باشد، باید برای آنچه به سر مردم ایران از همه سو می آید، تأسف خورد. از سوی دیگر، در صورت صحت این نقل قول ها باید بر صلاحیت این نهاد بین المللی و بی طرفی آن شک کرد. سایت خبری فردا چنین نقل می کند:

"کریستر ویکتورسون نماینده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ... اظهار داشت: همکاری ایران و آژانس در عرصه ایمنی هسته‌ ای به طور کامل در چارچوب قراردادهای موجود انجام شده است و نباید از یاد برد که موارد فنی و ایمنی مورد استفاده در تاسیس نیروگاههای هسته‌ ای آسیا در اغلب موارد رعایت شده است."

  • آیا عرصه ایمنی هسته ای فقط منحصر به نیروگاههای هسته‌ ای است یا اینکه تأسیساتی چون تأسیسات فرآوری اورانیوم (UCF) را هم باید شامل شود؟ این آقای نماینده نقض واضح استانداردهای ایمنی هسته ای و صدمه جانی به پرسنل این تأسیسات را چگونه ارزیابی می کند؟ آیا نباید در صورت صدمه دیدن پرسنل شاغل در هرکدام از تأسیسات هسته ای ایران، آژانس را نیز مقصر و شریک جرم دانست؟
  • ایشان نقض واضح آندسته از استانداردهای ایمنی هسته ای در نیروگاه اتمی بوشهر که مستقیماً به سلامت مردم و محیط زبست مربوط می شود را چگونه توجیه می کند؟
  • چرا این آقای نماینده از استانداردهای ایمنی متفاوتی نسبت به استانداردهای رایج در اروپا و آمریکا برای نیروگاههای هسته‌ ای آسیا نام میبرد؟
  • آیا این تبعیض مؤید استانداردهای ضعیف بکارگرفته شده توسط روسها در تکمیل، راه اندازی و بهره برداری نیروگاه اتمی بوشهر و تأیید آنها توسط آژانس نیست؟
  • آیا این نماینده محترم می داند (که می داند) جمهوری اسلامی استاندارداهای ایمنی هسته ای آمریکا را، که حتی برتر از استانداردهای آژانس می باشد، الگوی خود قرار داده لکن در عمل بسبب کمبود تواناییهای علمی و بی تعهدی دولت نسبت به تأمین و تضمین سلامتی مردم و محیط هیچ نشانی از این استاندارد در هیچکدام از تأسیسات هسته ای در ایران دیده نمی شود؟
  • آیا نام بردن از استانداردهای آسیایی که اصولاً وجود خارجی ندارند تأیید این امر و اثبات بی تفاوتی آژانس نسبت به این دوگانگی و نقض استانداردها نیست؟
  • با توجه به عدم وجود ایمنی هسته ای در ایران آیا نباید موارد این همکاری ها و قراردادهای موجود برای مردم تشریح شود؟
  • آیا این نماینده محترم خبر دارد که طرح مقابله با شرایط اظطراری توسط دولت جمهوری اسلامی تهیه نشده و مردم نیز از ضرورت آن بی اطلاع نگاهداشته اند؟
  • آیا این آقای نماینده آژانس از انباشت بیش از حد و بدون رعایت موازین و استانداردهای بین المللی ایمنی هسته ای در نأسیـسات هسته ای اصفهان آگاه است؟ آیا ایشان خبر داردکه قسمت بسیار عمده و گسترده ای از مراکز تجمع انسانی شهر اصفهان در محدوده شعاع خطر این تأسیسات قرار دارد؟
  • و آیا این آقای نماینده می داند که احدی از مردم اصفهان از این واقعیت و خطر بالقوه خبر ندارد و دولت جمهوری اسلامی نه تنها در این خصوص به مردم آگاهی نداده بلکه هیچ طرح مقابله با شرایط اظطراری نیز در این رابطه تهیه نشده و در دست نیست؟
  • آیا این نماینده محترم ازشعاع محدوده خطر نیروگاه اتمی بوشهر که بر خلاف استانداردهای بین المللی موجود، هزاران نفر انسان بیگناه را در خود جای داده خبر دارد؟ آیا جناب ایشان از کوتاهی کارشناسان روسی و در کنار آن ناآگاهی کارشناسان ایرانی در این رابطه آگاهی دارد؟

از نگاهی دیگر

  • آیا با توجه به برداشتهای کاملاَ غلط این نماینده نباید به این نتیجه رسید که مدارک تهیه شده توسط جمهوری اسلامی مخصوصاَ در رابطه با رعایت موارد ایمنی در تأسیسات هسته ای در ایران کاملاَ ساختگی است؟
  • آیا جز اینست که منابعی که این آقای نماینده در دست داشته همان مطالب ساختگی بوده که جمهوری اسلامی در قالب گزارش به آژانس تحویل داده است؟

"این مقام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."

  • چه شده که علیرغم شفاف نبودن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و غائله ای که بر پا شده و ماهها و سالهاست وقت مردم دنیا با آن تلف شده، حال حمهوری اسلامی باید الگو شود؟
  • آیا این آقای نماینده نمی داند که متأسفانه کارشناسان ایرانی در تکمیل نیروگاه بوشهر هیچ نقشی ندارند و این روسها هستند که همه چیز را دیکته می کنند؟ پس دلیل این دروغگویی آشکار چیست؟

هموطن گرامی،

  • بنظر شما چه کسی باید پاسخ این سؤالات را بدهد؟ وقتی این نماینده محترم به دعوت جمهوری اسلامی در یک همایش کاملاً دولتی و تبلیغاتی سخنرانی می کند، باید انتظار داشت با گفتن حقایق میزبان را رنجانده و از جهالت او سخن براند؟
  • سؤال اصلی اینجاست اگر آژانس بر خلاف واقع چنین ارزیابی هایی را ارائه کرده باشد تشکیل تیمی از کارشناسان مستقل بین المللی برای روشن شدن حقایق و انعکاس ظلمهایی که در این رابطه بر مردم ایران میرود ضروری بنطر نمی آید؟ حال که آژانس بین المللی هم برای حفظ منافع خود ثناگوی جمهوری اسلامی شده چه کسی باید به داد این مردم برسد؟ آیا زمان آن نرسیده که کسی برای ابن مردم مظلوم کاری کند؟
  • آیا روشن شدن این فهم غلط آژانس ایجاب نمی کند که تیمی متشکل از کارشناسان مستقل بین المللی در زمینه ایمنی هسته ای چگونگی رعایت ایمنی هسته ای در تأسیسات هسته ای ایران را مورد بررسی قرار داده، جهانیان و یویژه مردم ایران را از یافته های خود آگاه سازند؟
+ نوشته شده در 1:59 توسط "خودنویس هسته ای".
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387
ناآ گاهی نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی از میزان رعایت ایمنی هسته ای در ایران

سایت خبری فردا چندی پیش نظرات نماینده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را که در همایشی (بخوانید نمایشی) غیر علمی و دولتی ارائه شده بود را منعکس کرد (خبر ۰۵۲). این نمایش تحت عنوان همایش "بین‌المللی!" نیروگاههای اتمی محیط زیست و توسعه پایدار توسط دولت جمهوری اسلامی، و تنها بمنظور استفاده های تبلیغاتی و مظلوم نمایی دولت برگزار شده بود. به نقل از فردا:

"ویکتورسون یادآور شد: در عرصه بهره‌برداری از انرژی هسته ای مزایا و ریسکهای فروانی وجود دارد که یکی از این ریسکها به نیروگاههای هسته‌ ای باز می‌گردد و لذا کشورها باید برنامه‌های بلندمدتی را برای مدیریت ضایعات هسته‌ ای و تعمیرات نیروگاههایشان در نظر داشته باشند."

  • آیا مسئولان جمهوری اسلامی برنامه بلند مدت خود را به آژانس ارائه کرده و ایشان از آن آگاه گردیده که اینگونه زبان به تقدیر گشوده است، برنامه ای که مردم ایران از آن بی خبرند؟

"وی با تاکید بر لزوم فرهنگ‌ سازی برای استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای از سوی کشورهای مختلف افزود: فرهنگ‌ سازی برای رعایت موارد ایمنی موضوعی است که کشورها باید ضمن قانونگذاری در زمینه آن، نیروی انسانی ماهر و پیمانکاران لازم را نیز جهت تحققش فراهم کنند."

  • چگونه است که این نماینده از قانونگذاری جمهوری اسلامی زمینه ایمنی و برنامه های آن در تربیت نیروی انسانی ماهر و ... با خبر شده و ما که از مردم ایرانیم، هنوز از آنها بی خبریم؟
  • آیا این نماینده محترم از ابعاد فرهنگ سازی جمهوری اسلامی، نه تبلیغات گسترده ای که براه انداخته، آگاه است که زبان به تقدیر گشوده است؟
  • آیا این نماینده آژانس خبردارد که بر خلاف استانداردهای بین المللی ایمنی هسته ای، مردم ایران از خطرات بالقوه تأسیسات هسته ای که می تواند سلامت آنها را به خطر اندازد بی خبر نگاهداشته شده اند؟

"این مقام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در پایان تصریح کرد: همانطور که می دانید ایران در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر، نوعی سیستم مدیریت یکپارچه و آموزشهای ایمنی جهت نیروی انسانی خود را ایجاد کرده که اقدامی قابل تقدیر است و از سوی کشورهای دیگر نیز باید مورد توجه قرار گیرد."

  • این نماینده آژانس چگونه دانسته و چگونه انتظار دارد که ما هم بدانیم که جمهوری اسلامی در خصوص ... چه اقدامی انجام داده است و چگونه است که ما مردم ایران از آن بی خبریم؟
  • آیا جای خنده و گریه همزمان از اظهارنظرهای غیرمسئولانه و وقیحانه این نماینده وجود ندارد وقتی از سیستم مدیریت یکپارچه و آموزش های ایمنی که هرگز وجود نداشته است صحبت می کند؟
  • چگونه ایشان به این نتیجه رسیده اند، وقتی ما که ایرانی هستیم میدانیم که دانشگاهها و مراکز آموزشی ما بهیچوجه نقشی در آموزش ... بعهده نداشته و ندارند و تنها تعدادی معدود در روسیه و نه لزوماً در زمینه ایمنی هسته ای آموزش های نیم بندی دیده اند به نحوی که حتی خود روسها هم اطمینانی به کارآیی آنها در هنگام بهره برداری نیروگاه بوشهر ندارند؟
  • منظور ایشان از "نوعی" سیستم ... چیست؟ آیا ایشان هم متقاعد شده که سیستم مدیریت یکپارچه بومی ایرانی هم به بازار آمده است؟    

هموطن گرامی،

  • بنظر شما چه کسی باید پاسخ این سؤالات را بدهد؟
  • وقتی این نماینده محترم به دعوت جمهوری اسلامی در یک همایش کاملاً دولتی و تبلیغاتی سخنرانی می کند، باید انتظار داشت با گفتن حقایق میزبان را رنجانده و از جهالت او سخن براند؟
  • و آیا بدین ترتیب می توان تصور کرد که آژانس هم اسباب تبلیغات و بازی سیاسی جمهوری اسلامی شده باشد؟
+ نوشته شده در 4:7 توسط "خودنویس هسته ای".
دوشنبه هجدهم آذر 1387
تنبلی البرادعي یا زرنگی جمهوری اسلامی، کدامیک؟

خیرگزاری مهر بار دیگر (خبر ۰۵۰)، همچون چند ماه پیش با استناد به گزارش جدید رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی تلاش نمود این گزارش را در تأیید برنامه های هسته ای دولت جمهوری اسلامی تفسیر کرده و برای خوانندگان خود (بخوانید مردم) جا بیاندازد. با توجه به اینکه این خبرگزاری نامی از منبع و نحوه دستیابی خبرنگار خود به این گزارش محرمانه! (خبر ۰۴۹)  منابع خبری خود را معرفی نکرده و هیچ دسترسی هم به متن اصلی و انگیسی آن وجود دارد، بعید نیست منرجم این خبرگزاری متون را طبق سلیقه خاصی؟! ترجمه نموده باشد تا بتواند همان برداشتی راکه می خواهد از آن نماید. اینبار نیز این خبرگزاری دولتی تلاش نموده نکات مثبت ادعایی خود را در قالب "۱۸ نکته کلیدی" (خبر ۰۵۱) تأييدیه آژانس در صلح آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوری اسلامی قلمداد نماید.

در این میان آنچه در ترجمه و نقل این گزارش بسیار جالب توجه است، تکرار کلمه به کلمه  و بعضا بند به بند  قسمت های عمده ای از گزارش قبلی (خبر ۰۴۷) و گنجاندن آن در قالب گزارش جدید است، امری که انجامش از ... برمی آید اما از جناب البرادعی بسیار بعید است. از جمله:

 (خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):   "نكته اول: در پاراگراف ۲ گزارش آمده است: همه مواد هسته‌اي در تاسيسات نطنز و همچنين همه زنجيره‌هاي سانتريفيوژ نصب شده، تحت نظارت دوربين‌ها و بازرسان و كنترل آژانس قرار دارد.دارد."
(خبر ۰۴۸):
    "۱. (بند ۲):  همه موارد هسته ای در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و آبشارهای نصب شده تحت نظارت آژانس قرار دارند."     

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):   "نكته دوم: در پاراگراف ۳ آمده است: «تمامي مواد هسته‌اي كارخانه آزمايشي غني‌سازي سوخت نطنز و همچنين محدوده زنجيره‌هاي سانتريفيوژها، تحت نظارت دوربين‌ها و بازرسان و كنترل آژانس قرار دارد."
(خبر ۰۴۸):     . (بند ۳): تمامی مواد هسته ای کارخانه آزمایشی غنی سازی سوخت نطنز و محدوده آبشارها تحت نظارت آژانس قرار دارند."

 (خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نكته سوم: در پاراگراف ۴ آمده است: « نتايج نمونه برداري‌هاي محيطي از كارخانه غني‌سازي سوخت نطنز و كارخانه آزمايشي آن و همچنين گزارشات فعاليت كارخانه غني‌سازي سوخت نطنز تا امروز، نشان مي‌دهد كه اين كارخانه‌ها طبق آنچه اظهار شده است، در حال فعاليت هستند."
(خبر ۰۴۸):     "۳. (بند ۴): نتایج نمونه برداری های محیطی از کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و کارخانه آزمایشی تا امروز نشان می دهد که این کارخانه ها طبق آن چه ایران اظهار داشته در حال فعالیت هستند."

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):   "نكته چهارم: در پاراگراف ۴ همچنين آمده است: از مارس ۲۰۰۷ تاكنون ۲۰ بازرسي سرزده و بدون اطلاع قبلي از كارخانه غني‌سازي سوخت نطنز انجام شده است."
(خبر ۰۴۸):     "۴. (بند ۴): از مارس ۲۰۰۷ تا کنون، ۱۷ بازرسی سرزده در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز انجام شده است."

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):  "نکته هفتم: همچنین در پاراگراف ۶ آمده است : هیچ نشانه ای از وجود فعالیت های مرتبط با باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد."
(خبر ۰۴۸):    "۵. (بند ۵): هیچ نشانه ای از فعالیتهای باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد. "

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نکته دهم: در پاراگراف ۸ آمده است : آژانس بر نظارت خود بر وضعیت کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است" . نکته یازدهم: در پاراگراف ۹ آمده است :" آژانس بر نظارت خود بر وضعیت رآکتور آب سنگین اراک از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."
(خبر ۰۴۸):      "۶. (بند ۸): آژانس در ۲۷ اوت ۲۰۰۸ از رآکتور آب سنگین اراک بازدید کرده است و به نظارت خود بر کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نکته سیزدهم: در پاراگراف ۱۴ آمده است: مجموعه سوخت هسته‌ای وارد شده از فدراسیون روسیه، برای استفاده در نیروگاه هسته‌ای بوشهر، تحت مهر و موم آژانس باقی است. برنامه ریزی شده است که در ماه دسامبر ۲۰۰۸ راستی‌آزمایی فیزیکی از موجودی آن انجام شود."
(خبر ۰۴۸):  "۷. (بند ۱۳): آژانس در ۳ سپتامبر ۲۰۰۸ از نیروگاه اتمی بوشهر بازرسی کرد و تمامی سوخت وارداتی از روسیه تحت مهر و موم آژانس قرار دارد. "

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نکته چهاردهم: در پاراگراف ۱۷ آمده است : آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح، همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، در اختیار ندارد."
(خبر ۰۴۸):     "۱۰. (بند ۲۱): آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، دراختیار ندارد. "

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نکته پانزدهم: همچنین در پاراگراف ۱۷ آمده است : آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را نیافته است."
(خبر ۰۴۸):     "۱۱.  (بند ۲۱): آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را شناسایی نکرده است."

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):    "نکته شانزدهم: در پاراگراف ۱۸ آمده است : آژانس قادر بوده است عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده در ایران را بازرسی و تأیید نماید."
(خبر ۰۴۸):    "۱۲.  (بند ۲۲): آژانس قادر بوده است که به راستی آزمایی مواد هسته ای اظهار شده در ایران ادامه دهد. "

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):     "نکته هفدهم: همچنین در پاراگراف ۱۸ آمده است : " ایران دسترسی آژانس به مواد هسته ای اظهار ‌شده را فراهم نموده است."
(خبر ۰۴۸):    "۱۳ . (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم به مواد هسته ای اظهار شده را برای آژانس فراهم نموده است. "

(خبرهای ۰۵۰و ۰۵۱):     "نکته هیجدهم: همچنین در پاراگراف ۱۸ آمده است : " :  ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است."
(خبر ۰۴۸):    "۱۴. (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است. "

هموطن عزیز،

شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در 8:4 توسط "خودنویس هسته ای".
سه شنبه دوازدهم آذر 1387
گزارش محرمانه آژانس بین المللی انرژی اتمی در دست جمهوری اسلامی!!!

سایت خبری تابناک در ۲۹ آبان ۱۳۸۷ بار دیگر تلاش نمود تا از گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی به نفع برنامه هسته ای جمهوری اسلامی بهره برداری نماید (خبر ۰۴۹) . ظاهراً گزارش های آژانس، همچون گربه که به هر شکل رهایش کنی با چهار دست و پا به زمین فرود می آید، صرفنظر از محتوای آن از نگاه مسئولین جمهوری اسلامی همیشه تأیید کننده برنامه هسته ای آنهاست. در گفتارهای آینده به بازخوانی آنها از این گزارش آژانس خواهیم پرداخت اما در این گفتار دسترسی سایت تابناک از طریق خبرگزاری ایسنا به گزارش محرمانه آژانس مورد توجه قرار گرفته است. تابناک در این خبر چنین آورده است:

"چهاردهمين گزارش مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بعدازظهر چهارشنبه به طور غيررسمي در اختيار اعضاي شوراي حكام قرار گرفت. به گزارش ايسنا، گزارش چهار صفحه‌يي محمد البرادعي در ۲۲ پاراگراف منتشر شده است. اين گزارش به طور محرمانه در اختيار اعضاي شوراي حكام قرار مي‌گيرد تا آن را بررسي كنند."

  • واقعاً چگونه این گزارش غیر رسمی و محرمانه و توسط چه کسانی به دست ایسنا و یا تابناک رسیده است؟
  • آیا ایران هم از اعضای شورای حکام است که توانسته به این گزارش محرمانه دست یابد؟ و یا یکی از اعضای شورای حکام به خاطر ارادت ویژه خود، این گزارش محرمانه را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است؟

"البرادعي در بخش نتيجه‌گيري اين گزارش بار ديگر بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران و انحراف نداشتن آن تاكيد كرده است."

  • آیا بهتر نیست منبع دریافت خبر (گزارش) برای اثبات درستی و یا نادرستی متن گزارش ترجمه شده، برای آگاهی خواننده اعلام شود؟
  • با توجه به ترجمه شدن متن گزارش از انگلیسی به فارسی و احتمال بسیار زیاد وجود اشتباهات ترجمه ای و یا احتمال تغییراتی مطابق ذائقه مترجم!، آیا بهتر نیست جهت اثبات ادعای مترجم نسبت به انتشار متن انگلیسی آن نیز اقدام شود؟

"مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در بند ۱۸ گزارش آورده است كه آژانس قادر بوده است به راستي‌آزمايي انحراف نداشتن مواد هسته‌يي اظهار شده در ايران ادامه دهد."

  • این "راستی آزمایی" تا کی باید ادامه پیدا کند؟
  • آیا این "راستی آزمایی" نباید نتیجه ای داشته باشد؟
  • آیا تداوم راستی آزمایی به معنای به نتیجه نرسیدن آن نیست؟
  • چه عاملی باعث شده که این "راستی آزمایی"  تا به این حد به درازا کشیده شده است؟
  • چرا آژانس نمی تواند این پروسه راستی آزمایی خود را به انتها برد؟
+ نوشته شده در 7:36 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه یکم آذر 1387
وقتی آقای وزیر نیرو فرق نیروگاههای اتمی و فسیلی را نمی داند !....

چندی پیش سایت خبری تابناک (خبر  ۰۴۸) سخنان آقای فتاح وزیر نیرو در زابطه با راه افتادن ساخت نیروگاه اتمی در دارخوین را منعکس کرده بود. ایشان در میان کلام خود مقایسه ای بین نیروگاههای اتمی و فسیلی داشته که از عمق ناآگاهی ایشان حکایت دارد. تابناک از ایشان چنین نقل می کند:

"وزیر نیرو با تاکید بر ضرورت وجود ارتباطی تنگاتنگ میان سازمان انرژی اتمی و وزارتخانه متبوعش، افزود: ضرورت این ارتباط به نحوی مشخص می شود که به هرحال نیروگاه هسته ای باید در مکانی احداث شود که وزارت نیرو به برق تولیدی آن در منطقه مذکور احتیاج داشته و از سویی شبکه برق، پست، انتقال و شبکه توزیع اجازه استفاده از برق را می دهد."

  •  آیا آقای وزیر نمی داند که ساختن یک نیروگاه انمی لزوماً برای تأنیت برق یم منطقه مخدود تیست؟
  • آیا آقای وزیر نمی داند که برق تولیری نیروگاههای بزرگ به شبکه سرتاسری تزریق می شود؟
  • آیا آقای وزیر نمی داند که قسمتی از فعالیت هایی ساخت نیروگاه های اتمی به ساخت شبکه انتقال برق تولیدی و وصل آن به شبکه برق سراسری است؟  
  • و در یک کلام، آیا بدین ترتیب معلوم نمی شود که آقای وزیر از مکانیزم مکان یابی نیروگاههای اتمی کاملاً بی خبر بوده اما به خود اجازه اظهار نظر می دهد؟

"فتاح تصریح کرد: بر این اساس مطالعات مکانیابی برای احداث یک نیروگاه کاملا بومی هسته ای در کشور توسط سازمان انرژی اتمی صورت گرفته و براساس مذاکرات انجام شده با وزارت نیرو نهایتا منطقه "دارخوین" در استان خوزستان برای این کار انتخاب و جانمایی شده است."

  •  آیا ملاک مکانیابی برای احداث نیروگاه اتمی مذاکرات انجام شده با وزارت نیرو باید باشد یا مطالعات دقیق مبتنی بر ملاحظات ایمنی و تکنیکی رآکتور؟

"وی اطمینان داد که مهندسان ایرانی در ساخت نیروگاه کاملا بومی هسته ای توانایی لازم را دارند، زیرا با توجه به اینکه اصلی ترین تفاوت میان این نوع از نیروگاه ها با سایر انواع آن در بحث تامین انرژی و سوخت است. برهمین اساس، پس از آن این نیروگاه یک نوع نیروگاه بخار است."

  • این اطمیتان بر چه مبنایی بدست آمده است؟
  • از نگاه ایشان توانایی های لازم برای ساخت نیروگاه اتمی چه هستند و از چه راههایی حاصل می شوند؟
  • آیا اینکه این نیروگاه "یک نوع نیروگاه بخار" است کفایت می کند که همه در ساخت نیروگاه اتمی خبره باشند؟
  • اگر ابنگونه است پس چرا تا کنون حتی یک نیروگاه کوچک اتمی تا کنون در ایران ساخته نشده است؟
  • اگر اینگونه است پس چرا میلیونها دلار به جیب روسها ریخته شده تا نیروگاه برای ما بسازند؟
  • پس مهندسان توانمند ایرانی کجا هستند تا اجازه ندهند روسها اینگونه یر سر آنها بیاورند؟
  • آیا کسی نیست تفاوت اصلی نیروگاه های اتمی با سایر نیروگاهها را برای این آقای وزیر نوضیح دهد؟

"وزیر نیرو در توضیح این مطلب خاطرنشان کرد: در نیروگاه های فسیلی، گازوئیل می سوزد و آب تبدیل به بخار می شود و در نهایت با یک نیروگاه بخاری سروکار داریم. اگر همین کار در نیروگاه خورشیدی صورت گیرد، انرژی خورشیدی در کانونهای آینه های محدب ذخیره شده و تبدیل به انرژی متمرکز می شود و در نهایت انرژی حاصله آب را به بخار تبدیل می کند."

"فتاح افزود: نیروگاه اتمی نیز چنین شرایطی دارد؛ اگر بخش حساس عمل سوخت هسته ای را که حرارت استحصال می شود و آب را بخار می کند و در مرحله بعد بخار توربینها را به حرکت در می آورد، مجزا شود سایر فصول کارکردی با بقیه نیروگاه ها مشترک است."

  • بنظر میآید آقای وزیر چشم بسته غیب می گوید! آیا این آقای وزیر نیرو! با اینهمه افاضات، هنوز نفهمیده است که تفاوت اصلی از همان سوحت هسته ای نشأت می گیرد که حضرت ایشات آنرا مجزا کرده اند؟
  • منظور ایشان از سایر فصول کارکردی چیست؟ آیا منظور ایشان ایمن نگهداشتن استخرهای انباشت سوخت هسته ای است یا عملیات نگهداری ایمن پسماندها و آلاینده های هسته ای و یا ....؟

"وی اطمینان داد: با توجه به تجربه زیادی در که در ساخت نیروگاه های برقابی، فسیلی و بخار در کشور وجود دارد، نیروگاه های هسته ای را می توان با توان داخلی گسترش داد."

  • آیا بنظر نمی رسد که آقای وزیر بسیار ساده باشند و بعلاوه هیچکس هم در این مملکت نبوده که به ایشان از قبل بگوید که بین نیروگاههای برقابی، فسیلی و بخار از یکسو و نیروگاههای اتمی از سوی دیگر تفاوت از زمین تا آسمان است؟
  • لابد بر اساس اظمینانهای آقای وزیر و با وجود اینهمه تجربه زیاد! دولت جمهوری اسلامی خواهد توانست در عرض چند سال و بدون کمک از دیگران نیروگاهای اتمی لازم برای تولید ۲۰۰۰۰ مگاوات برق هسته ای را بسازد؟

هموطن گرامی،

آیا فکر نمی کنید با این ذهنیت، ساختن، راه اندازی و بهره برداری از نیروگاههای پیچیده اتمی تحت مدیریت افرادی چون این آقای وزیر، که متأسفانه در ایران کم هم نیستند، کاری بسیار خطرناک باشد؟

+ نوشته شده در 7:18 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
نیروگاه اتمی بوشهر، نماد افتخار ملی یا نشانی از آغاز سلطه

در چندین گفتار قبل نقطه نظرات آقای فتاح وزیر نیروی کابینه آقای احمدی نژاد در خصوص نقش نیروگاه اتمی بوشهر در رابطه با خاموشی های گسترده امسال که توسط سایت خبری تابناک منتشر شده بود (خبر ۰۴۴) را به نقد و پرسش کشیدیم. آقای وزیر نیرو در سخنانش به نقش روسها در فرآیند تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر نیز اشاره ای داشته است. البته آقای وزیر از آنجا که به قول خودش "چون عضو هیئت دولت است پس چیزهایی می داند" به عمد به نقش فزآینده و در حین حال سلطه جویانه روسها در هنگام بهره برداری این نیروگاه اشاره ای نکرده است. در این گفتار به گوشه های تاریکی از این قرارداد به ظاهر صنعتی که موجبات سلطه روسها بر مقدرات ما را فراهم خواهد آورد خواهیم پرداخت.  

سایت خبری تابناک در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند:

" فتاح در برنامه تلویزیونی نگاه یک در پاسخ به اینکه آیا به روسیه برای تحویل نیروگاه هسته ای بوشهر فشار آورده اید؟ افزود: وزارت نیرو مسئولیت مستقیمی برای این کار ندارد اما چون عضو هیئت دولت هستم، می دانم با تلاش سازمان انرژی اتمی، روسیه به جد مشغول کار است."

  • چنانچه برای تکمیل و راه اندازی نیروگاه باید به روسها فشار آورد، چنانچه روسها پس از راه اندازی به بهانه های مختلف نیروگاه را خارج از مدار نگهداشتند با آنها چه باید کرد و چگونه باید بر آنها فشار وارد کرد؟
  • آیا نباید اینگونه برداشت کرد که اگر تلاش سازمان انرژی اتمی نبود، روسها در وظایف خود کوتاهی میکردند؟
  • آیا این به این معناست که سازمان انرژی اتمی، روسها را بزور به کار کردن واداشته است؟
  • راستی این اهرم فشار سازمان انرژی اتمی چه بوده و چیست؟ سازمان انرژی اتمی از چه قدرتی در این خصوص برخوردار است؟
  • آیا آقای وزیر نیرو "چون عضو هیأت دولت است" نباید بداند که سازمان انرژی اتمی در تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر هیچکاره است؟
  • آیا هنوز به آقای وزیر نگفنه اند که روسها قرار است برای بهره برداری هم در خدمت ما باشند؟
  • آیا این اهرم فشار همان دلارهای بی زبان نفتی نیستند که بی حساب و کتاب به جیب روسها ریخته می شوند؟
  • آیا این کمکاری و رفتار غیر حرفه ای روسها نشان و علامتی از باجگیری روسها در سالهای پس از راه اندازی نیست؟
  • آیا روسها این رفتار را با سایر مشتریان  خود هم انجام می دهند یا اینکه به ما ارادت خاصه دارند؟ اگر اینطور است آیا هیچ فکر کرده ایم سبب این ارادت چیست؟
  • چه دلیلی دارد که روسها در صورت عدم تلاش سازمان انرژی اتمی نخواهند بصورتی جدی بکاری که برای آن دلار میگیرند بپردازند؟
  • اگر این گفته درست باشد، آیا این بدین معنا نیست که روسها، شاید در همگامی با جامعه بین المللی، نه تنها تا آنجا که توانستند در تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر کارشکنی کردند بلکه برای پس از راه اندازی نیروگاه نیز برنامه مفصل و بلندمدتی ترتیب داده اند؟
  • آیا این بمعنای زنگ خطری برای ادامه حضور روسها در زمان پس از راه اندازی نیست؟
  • آیا این به آن معنا نیست که از آینده نیروگاه اتمی بوشهر با حضور روسها باید به شدت نگران بود؟

"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و ..."

  • آیا ایشان نمی داند و یا نمی تواند بفهمد که روسها از طریق بهره برداری نیروگاه بوشهر بر مقدرات ما حاکم مطلق خواهند شد و بدبختانه با راه اندازی این نیروگاه برای سالیان طولانی به ما زور خواهند گفت؟
  • آیا آقای وزیر هنوز نفهمیده است که روسها سالهاست به بهانه های مختلف در تکمیل و راه اندازی نیروگاه بوشهر تعلل کرده اند و همه بجز ایشان میدانند که به روسها هیچ اطمینانی نیست؟

هموطن عزیز،

حتی برای لحظه ای کوتاه هم که شده به مطالب بالا فکر کنید. آیا شما نیز احساس نخواهید کرد که با حضور روسها به بهانه بهره برداری نیروگاه اتمی بوشهر در ایران استقلال ایران به خطر خواهد افتاد؟

 آیا با این ترفند، روسها به آرزوی دیرین خود که دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس بوده است به تمام معنا نخواهند رسید؟ و آیا از خود می پرسیم در این فرآیند استعمار نوین نقش ما چه بوده است و چه خواهد بود؟

+ نوشته شده در 7:14 توسط "خودنویس هسته ای".
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
قانونی یا غیرقانونی بودن فعالیت های هسته ای، تلاشی در انحراف افکار عمومی

در دو گفتار  قبل (مطالب شماره ۲۹ و ۳۰) تحلیل خبرگزاری مهر (خبر ۰۴۷) در رابطه با گزارش البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را مورد نقد و سؤل قرار دادیم. در این تحلیل طبق روال معمول تلاش شده به هر بهانه و مستمسکی برداشتی موافق با سیاست های هسته ا ی دولت جمهوری اسلامی به مردم ارائه شود. این خبرگزاری دولتی می خواهد به هر گونه ای شده به مردم بقبولاند که آژانس هم در بطن امر بر صداقت برنامه هسته ای جمهوری اسلامی اذعان دارد اما هر چه می کند در اثر فشار کشورهای غربی است. اگر این امر صحیح است پس چرا:

  • چرا دولت جمهوری اسلامی به مردم صادقانه و بدور از شلوغ کاری های تبلیغاتی توضیح نمی دهد که به چه دلیل جامعه بین المللی به فعالیت های او که از ابتدا و تا کنون حتی بر مردم ایران نیز پوشیده مانده، هم چنان مظنون است؟
  • از اینکه دشمنان اعتلا و استقلال ایران چشم دیدن موفقیت های فرزندان ایران در گوشه گوشه جهان را ندارند تردیدی نیست، اما آیا این دشمنی می تواند توجیه گر پنهان کاری ها و اغوا و فریب مردم توسط سیاستمداران جمهوری اسلامی باشد؟
  • چنانچه موضوع "غیرقانونی بودن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی" ابتدائاً از سوی مقامات آژانس و یا کشورهای غربی مطرح شده باشد، آیا غیر از اینستکه باید مبانی و دلایل "غیر قانونی بودن" را در چارچوب قوانین آژانس جست؟
  • آیا بهتر نیست بدور از جنجال و بگونه ای مستدل برای مردم این مبانی را تشریح کرده و بعد در مورد قانونی بودن یا نبودن قضاوت کرد؟
  • آیا واقعاً میتوان بکمک استدلالاتی چنین سست و بی اساس و محتوا و به زور به مردم باوراند که فعالیت های دولت جمهوری اسلامی "قانونی" بوده است؟
  • اگر غرب ادعا دارد جمهوری اسلامی در چارچوب قوانین بین المللی و آژانس "فعالیتی غیر قانونی" داشته، آیا منطقی نیست که جمهوری اسلامی نیز بدور از هوچیگری و مظلوم نمایی و بکمک عقل و منطق و در چارچوب همان قوانین درصدد پاسخگویی غرب برآید؟
  • وقتی مردم هنوز نمی دانند مبنای قانونی و یا غیر قانونی بون فعالیتها چیست، طرح مکرر آن چه پیزی را عاید مردم و چه سودی نصیب دولت جمهوری اسلامی خواهد کرد؟

فارغ از دشمنی دشمنان قسم خورده ایران، این گونه باید پرسید که:

  • اگر دستیابی به فناوری هسته ای حق تمامی ملت هاست، پس چرا دولت جمهوری اسلامی برای سالها و تا قبل از افشای فعالیتهایش آنها را حتی از مردم خود پنهان کرده بود؟
  • اگر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق هر ملتی است، چرا دولت جمهوری اسلامی برنامه ای مدون و مبتنی بر علم و تجربه ارائه نمی کند؟ چرا برنامه هایی که اکنون و بگونه ای انفعالی و گمراه کننده از سوی دولت جمهوری اسلامی اعلام می شود بدون پشتوانه های علمی و تخصصی است؟
  • چرا جمهوری اسلامی از ابعاد خطرهای احتمالی این فناوری برای مردم چیزی نمی گوید؟
  • چرا جمهوری اسلامی از برنامه های خود برای تضمین ایمنی مردم و سلامت محیط کلامی به زبان نمی راند؟
  • چرا در کنار این همه همایش های رنگ و وارنگ و بعضاً فرمایشی، هیچ همایشی و نشستی در رابطه با این موضوع بسیار مهم، حساس و در عین حال پیچیده برگزار نمی شود؟
  • چرا دانشگاهیان و جوانان این مرز و بوم از برنامه ای مدون و عملی برای بهره گیری از این دانش و فناوری محروم مانده بودند (و هنوز هم محرومند)؟
  • چرا فناوری هسته ای که حق همه است، در ایران در آزمایشگاههای سری و بعضاً نظامی تکوین و توسعه یافت نه در دانشگاههای آن؟
  • چرا تا هنگام افشای برنامه هسته ای ایران (بخوانید توسعه انرژی هسته ای) هیچکس حتی نمایندگان مردم در مجلس نیز از آن خبری نداشتند؟
  • چرا دولت جمهوری اسلامی به جای صرف بودجه های سنگین برای گسترش فعالیت های غنی سازی اورانیوم به ارتقای دانش عمومی مردمی که هنوز از جزئیات "حق مسلم" خود بی اطلاعند اهتمام نمی ورزد؟
  • چرا دولت جمهوری اسلامی به جای هدر دادن بیت المال در بالا بردن توان غنی سازی که بدرد استفاده در نیروگاههای هسته ای نمی خورد به آموزش نیروهای تخصصی برای کار و فعالیت در این گونه نیروگاهها نمی پردازد؟

و دهها سؤال دیگر که دهانی برای پاسخ گفتن به آنها تا کنون گشوده نشده است.

ای هموطن، به نظر شما

  • اگر اینهمه پنهانکاری و فریب "غیرقاونی" نیست پس چه چیزی غیر قانونی است؟
  • اگر حرکت بر خلاف منافع ملی و در جهت امیال سیاسی گروهی، "غیرقانونی" نیست پس این حرکت را چه باید نامید؟
  • اگر به باد دادن سرمایه های ملی و جفا به نسل حاضر و نسل های آینده ایران "غیرقانونی" نیست، پس چیست؟

و

  • آیا طرح قانونی و یا غیر قانونی بودن این فعالیت ها توسط جمهوری اسلامی تلاشی برای انحراف افکار عمومی در درک حساسیت های جامعه بین المللی نیست؟
+ نوشته شده در 7:12 توسط "خودنویس هسته ای".
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
در آرزوی اعتراف آژانس به قانونی بودن فعالیت های هسته ای!

در گفتار  قبل (مطلب شماره ۲۹) به قسمتی از برداشت های تحلیلگر خبرگزاری مهر (خبر ۰۴۷) از گزارش البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کردیم. در آن گفتار ۶ مورد از موارد ۱۴ گانه این تحلیگر گمنام که تلاش کرده نشان دهد حتی آژانس هم به قانونی! بودن فعالیت های هسته ای ایران اقرار دارد را مطرح کرده و دیدبم موارد ادعایی چندان بر این اقرار گواهی نمی دهند. این تلاش نشان میدهد که اقرار آژانس وجود خارجی نداشته و بیشتر توهمی است که حداقل یرای این تحلیلگر ایجاد شده است. با ادامه موارد باقیمانده و مشاهده اصرار بر وجود چنین اقراری متوجه می شویم که این اقرار خیالی آژانس از توهم فراتر رفته و شکل یک خواست و آرزو را به خود گرفته است.

در ادامه این تحلیل گونه میخوانیم که:

"۷. (بند ۱۳): آژانس در ۳ سپتامبر ۲۰۰۸ از نیروگاه اتمی بوشهر بازرسی کرد و تمامی سوخت وارداتی از روسیه تحت مهر و موم آژانس قرار دارد."

  • چرا این یازرسی معمول را که سالهاست آژانس از نیروگاه اتمی بوشهر بعمل می آورد باید به حساب اقرار بر قانونی بودن برنامه نامشخص هسته ای جمهوری اسلامی دانست؟
  • مهر و موم سوخت وارداتی از روسیه چه ربطی به قانونی بودن با نبودن دارد؟ حال چنانچه کارشناسان سازمان انرژی اتمی بسبب مهر و موم بودن فرصت ناخنک زدن به سوحت هسته ای را نداشته اند، باید آنرا به حساب قانونی بودن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی گذاشت؟

"۱۰. (بند ۲۱): آژانس در حال حاضر هیچ اطلاعاتی در خصوص طراحی واقعی یا ساخت اجزای مواد هسته ای یک سلاح هسته ای یا دیگر اجزای کلیدی آن سلاح همانند چاشنی ها یا مطالعات فیزیک هسته ای مرتبط که توسط ایران انجام گرفته باشد، دراختیار ندارد." 

  • آیا می توان در اختیار نداشتن این اطلاعات را منحصراً دلیلی بر نبودن طراحی و ... دانست؟
  • آیا فزض نبودن چنین فعالیت هایی به همان اندازه محتمل نیست که عدم توانایی آژانس در پیدا کردن و در اختیار گرفتن اطلاعات مربوط به آنها؟

"۱۱. (بند ۲۱): آژانس استفاده واقعی از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی را شناسایی نکرده است."

  • شناسایی نکردن استفاده از مواد هسته ای به معنای نبودن آنها نیست. آیا اگر آژانس باور داشت که چنین استفاده هایی تاکنون صورت نگرفته و یا در آینده صورت نخواهد گرفت، از ادبیاتی قاطعانه تر استفاده نمی نمود؟  

"۸. (بند ۱۵): درخصوص مطالعات ادعایی، در ماه آوریل و می ۲۰۰۸ جلساتی با ایران برگزار شد و ایران در ۱۴ و ۲۳ می ۲۰۰۸ به صورت کتبی پاسخهایی را ارائه نمود. ایران در یک پاسخ  ۱۱۷ صفحه‌ای به ادعاها پاسخ داد و رسما تاکید کرد که این ادعاها بی اساس و ساختگی هستند."

  • در کجای این بند نشانی از اقرار آژانس در قانونی بودن فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی دیده می شود؟
  • آیا برگزار شدن جلسه و ارائه کتبی پاسخ و ادعاهای رسمی و غیر رسمی می توانند مبنایی بر اقرار آژانس باشند؟ آیا در طول چندین سال گذشته کم جلساتی از این دست برگزار و گزارشاتی از این نوع کم ارائه شده اند؟ و آیا هیچکدام از آنها کمترین نتیجه ای در بر داشته است؟

"۹. (بند ۲۰): ایران اعلام کرده است که آمادگی دارد سوالات غیر از مطالعات ادعایی را پس از حل و فصل آن، در چارچوب عادی پادمان پاسخ دهد."

  • آیا صرف تنها آمادگی تمام مشکلات را حل می کند یا اینکه باید در پاسخ به سؤالات موارد تردید را برطرف کرد؟ که ظاهراً پس از سالها هنوز این امر محقق نشده است.

"۱۲.  (بند ۲۲): آژانس قادر بوده است که به راستی آزمایی مواد هسته ای اظهار شده در ایران ادامه دهد."

  • کجای "ادامه راستی آزمایی" به معنای اقرار به قانونی بودن است؟
  • برعکس، آیا غیر از اینستکه اگر آژانس تا کتون راست بودن موارد مورد مناقشه را ثابت کرده بود، دیگر نیازی به ادامه آن نداشت؟
  • به عبارت دیگر، آیا لزوم "ادامه راستی آزمایی" نشان از عدم توانایی آژانس در اثبات آن نیست؟

"۱۳ . (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم به مواد هسته ای اظهار شده را برای آژانس فراهم نموده است.

 ۱۴. (بند ۲۲): ایران دسترسی لازم را به گزارش های حسابرسی مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده برای آژانس فراهم نموده است." 

  • آیا غیر از اینستکه غرب ادعا دارد که جمهوری اسلامی در خفا برنامه های اصلی هسته ای خود را هدایت می کتد؟
  • اگر این ادعا صحیح باشد، آیا غرب عاجز از درک این مطلب است که فراهم نمودن دسترسی به مواردی که دولت جمهوری اسلامی خود می خواهد مشکل آنها را حل نخواهد کرد؟

هموطن عزیز،

شما چه فکر میکنید؟ آیا بنظر شما برداشت "اقرار" از موارد فوق بیشتر نشان از آرزویی نیست که جمهوری اسلامی منتظر تحقق آن و پایان قائله هسته ای نشسته است؟

+ نوشته شده در 6:1 توسط "خودنویس هسته ای".
دوشنبه ششم آبان 1387
اعترافهای آژانس به قانونی بودن فعالیت های هسته ای- توهم یا واقعیت؟

چندی پیش (خبر ۰۴۷) خبرگزاری مهر در نوشتاری به استناد به گزارش دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی تلاش نمود تا نشان دهد که این آژانس به قانونی بودن فعالیتهای (صلح آمیز) هسته ای ایران اقرار و بر آن تأکید کرده است. هر چند قید "قانونی بودن فعالیتهای صلح آمیز" نشان از دودلی نویسنده این تحلیل گونه در صحت مطالبی که می نویسد دارد لکن می توان با اندکی تأمل متوجه شد که تحلیل ارائه شده تلاشی برای فریب افکار عمومی در خصوص جساسیت های بین المللی نسبت به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی است. بر کسی پوشیده نیست که هرگونه فعالیت صلح آمیزی قانونی است و تنها فعالیت هایی می توانند غیر قانونی تلقی شوند که مغایر منافع عموم باشد. در این تحلیل گونه تلاش شده تا با نقل ۱۴ مورد از گزارش ارائه شده نشان داده شود که آژانس بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران اقرار داشته لکن تنها بسبب فشارهای سیاسی به اراده چنین گزارش هایی می پردازد. ۶ مورد از ۱۴مورد ادعایی در زیر نقد شده و باقی در گفتار بعدی مطرح خواهند شد.

در این تحلیل گونه آمده است:

 "۱. (بند ۲): همه موارد هسته ای در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و آبشارهای نصب شده تحت نظارت آژانس قرار دارند.

 ۲. (بند ۳): تمامی مواد هسته ای کارخانه آزمایشی غنی سازی سوخت نطنز و محدوده آبشارها تحت نظارت آژانس قرار دارند.

 ۶. (بند ۸): آژانس در ۲۷ اوت ۲۰۰۸ از رآکتور آب سنگین اراک بازدید کرده است و به نظارت خود بر کارخانه تولید آب سنگین از طریق تصاویر ماهواره ای ادامه داده است."

  • آیا به صرف "تحت نظارت آژانس بودن" می توان نتیجه گرفت که این فعالیت ها قانونی هستند؟
  • چرا باید این نظارت را به معنای تأیید قانونی بودن این فعالیت ها دانست؟
  • آیا جز اینست که بر اساس همین نظارت هاست که آژانس نسبت به نیات برنامه هسته ای جمهوری اسلامی مشکوک است و این نظرات و عدم یقین خود را به کرات اعلام کرده است؟
  • چنانچه علیرغم این نظارت، فعالیتی غیر قانونی صورت گیرد، آژانس بین المللی جز کاری که اکنون می کند، چه کاری دیگر می تواند صورت دهد؟ به عبارت دیگر، آیا جز اینست که آژانس با ارائه گزارش به وظیفه قانونی خود عمل می نماید؟  

"۳. (بند ۴): نتایج نمونه برداری های محیطی از کارخانه غنی سازی سوخت نطنز و کارخانه آزمایشی تا امروز نشان می دهد که این کارخانه ها طبق آن چه ایران اظهار داشته در حال فعالیت هستند."

  • صرف نظر از قانونی یا غیرقانونی بودن، آیا قرار بوده است که نتایج نمونه برداری های محیطی با برنامه غنی سازی اعلام شده تطابق نداشته باشد؟
  • آیا غیر از اینست که آژانس و سایرین به عمل غنی سازی در شرایط حاضر معترض و مشکوکند نه به انحراف ایران از گفته های خود؟
  • آیا غیر از اینست که آنها میگویند وقتی برنامه عملی مدونی برای استفاده از انرژی هسته ای در ایران وجود ندارد، اصرار بر غنی سازی اورانیوم که در مسیر ساخت بمب هسته ای است سؤال برانگیز می باشد؟
  • تطابق نتایج نمونه برداری های محیطی با اظهارات جمهوری اسلامی نمی تواند نشان دهنده اهداف صلح آمیز و یا غیر آن باشد.
  • این تطابق فقط مختص به کارخانه غنی سازی سوخت نطنز است و نمی توان آنرا به سایت های پنهان (برای مثال) دیگر که آژانس به آنها دسترسی ندارد تعمیم داد. این تطابق یافته های آژانس در این سایت را منعکس میکند و نه چیز دیگر.

"۴. (بند ۴): از مارس ۲۰۰۷ تا کنون، ۱۷ بازرسی سرزده در کارخانه غنی سازی سوخت نطنز انجام شده است."

  • چرا باید این توهم برای نحلیلگر پیش آید که انجام بازرسی سر زده به معنی تأیید "قانونی بودن فعالیت ها" است؟ انجام مأموریت محوله در قالب بازرسی چه منافاتی با غیر قانونی بودن فعالیتها دارد؟  

"۵. (بند ۵): هیچ نشانه ای از فعالیتهای باز فرآوری در تاسیسات هسته ای وجود ندارد."

  • در کجا "فعالیت های بازفرآوری" موضوع و دلیلی برای غیرقانونی بودن فعالیت ها مطرح شده که نیافتن نشانه آن، تأییدی بر قانونی بودن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی باشد؟

 هموطن عزیز،

          آیا شما می توانید موارد فوق را دلایلی برای قانونی یا غیر قانونی بودن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی تلقی کنید؟
+ نوشته شده در 1:37 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه بیست و ششم مهر 1387
آقای سلطانیه! کشورهای در حال توسعه بدون داشتن نیروگاه اتمی با سوخت هسته ای تولیدی شان چه می کنند؟

سایت خبری تابناک در ۰۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) متن سخنرانی علي‌اصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود منتشر کرد. واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه بار دیگر ابهاماتی را که در اهداف آشکار و پنهان برنامه هسته ای دولت جمهوری اسلامی وجود دارد را آشکار می سازد که در گفتار حاضر به تعمیم مشکل ایران به کلیه کشورهای در حال توسعه برای توجیه اصرار در پی گیری برنامه غنی سازی اورانیوم توسط دولت جمهوری اسلامی و انحراف افکار عمومی بین المللی جهت سرپوش نهادن به اهداف واقعی خود می پردازیم. تابناک از آقای سلطانیه، در ایخصوص، چنین نقل می کند:

" آقاي رئيس،        در سال‌هاي اخير پيشنهادهايي درباره ترتيبات چند جانبه عرضه سوخت هسته‌‌اي مطرح شده‌اند. يک بررسي دقيق نشان مي‌دهد که تقريبا همه آنها هيج توجهي به ملاحظات و نگراني‌هاي کشورهاي در حال توسعه با در نظر گرفتن محروميت تاريخي آنان از دسترسي به فن‌آوري و سوخت هسته‌‌اي، مبذول نداشته‌اند. تقريبا تمامي آنها فاقد معيارهاي عملي امکان پذيري و غير تبعيض آميز منطبق با اساسنامه آژانس هستند. هر گونه بحث و بررسي آتي پيرامون رهيافت چند جانبه عرضه سوخت هسته‌‌اي بايد بر پايه مشارکت کامل تمامي کشورهاي عضو در مذاکرات و تصميم مبتني بر اجماع و بدون خدشه‌دار ساختن حق انکارناپذير کشورهاي عضو براي انتخاب گزينه سوخت هسته‌‌اي بومي و ملي استوار باشد."

  • آیا بهتر و منطقی تر نیست که کشورهای در حال توسعه (بخوانید ایران) قبل از دسترسی به فناوری سوخت هسته ای به فکر آموختن و توسعه فناوری های استفاده صلح آمیز از آن باشند؟
  • آمدیم و این کشورهای در حال توسه به این فناوری دست یافته و سوخت هسته ای را تولید کردند، خوب بعد با آن می خواهند چکار کنند؟
  • آقای سلطانیه کدامند سایر کشورهای در حال توسعه ایی که با مشکل دسترسی به سوخت هسته ای روبرو هستند؟ آیا ایران تنها کشور از این گروه نیست که با این مشکل روبرو شده است؟ اگر کشورهای دیگری نیز وجود دارند، پس چرا آنها اعتراضی نکرده و چیزی نمی گویند؟ راهکار این کشورها برای بدست آوردن سوخت هسته ای برای نیروگاههایشان چه بوده است؟ آیا دولت جمهوری اسلامی وکیل و وصی این کشورهاست و چرا مردم ایران باید هزینه آنرا بپردازند؟
  • آیا غیر از اینستکه تولید سوخت هسته ای بدون داشتن نیروگاههایی که از آنها استفاده کنند به معنای وارد شدن در بازار تولید و فروش سوخت هسته ای است؟ و آیا این هدف با هدفی چون تولید سوخت برای مصرف در نیروگاههای اتمی و تولید انرژی و تأمین نیاز روزافزون مردم به انرژی مغایرت ندارد؟
  • آیا هدف ایران در اصرار بر غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته ای وارد شدن در بازار فروش سوخت هسته ای است یا تولید برق؟ و شاید هیچکدام!؟
  • آیا بهتر نیست در شرایط کنونی بجای ادامه غنی سازی اورانیوم به توسعه فناوری ساخت و تولید سوخت هسته ای پرداخت و در عین حال تلاش کرد به راهکاری بین المللی برای برخورداری عادلانه کشورهای در حال توسعه از سوخت هسته ای (با اورانیوم غنی شده) دست یافت؟
  • آیا بهتر نیست در شرایط کنونی که ظاهراً به فناوری غنی سازی اورانیوم دست یافته ایم، در اثبات حسن نیت خود، با تعلیق موقت غنی سازی اورانیوم به توسعه فناوری تولید سوخت هسته ای با اورانیوم طبیعی (بی نیاز از غنی سازی) بپردازیم؟
  • در ادامه تلاش فوق، آیا بهتر نیست برای رفع سوء تفاهم های بین المللی نسبت به نیات برنامه اتمی جمهوری اسلامی، به جای سرمایه گذاری بر روی توسعه نیروگاههای اتمی با آب سبک، همچون هند و کانادا، به توسعه و بکارگیری نیروگاههای اتمی با آب سنگین (که نیازی به اورانیوم غنی شده ندارند) روی آوریم؟

 هموطن عزیز

                       شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در 5:7 توسط "خودنویس هسته ای".
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
آقای سلطانیه! انتظار مردم کدامست؟ انرژی هسته ای یا غنی سازی اورانیوم؟

در مطلب پیشین به متن سخنرانی علي‌اصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود که نوسط سایت خبری تابناک در ۰۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) منتشر شده بود اشاره کردیم. ایبار در واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه به استفاده ابزاری ایشان از مردم و انتظارات آنها در توجیه فعالیت های مصرانه دولت جمهوری اسلامی برای غنی سازی اورانیوم صخبت خواهیم کرد. تابناک در جایی دیگر از آقای سلطانیه چنین نقل می کند:

"آقاي رئيس،     دولت با توجه به کمبود اعتماد در برابر کارپردازان بالقوه سوخت هسته‌‌اي، مجبور بود انتظارات مردم را که از طريق نمايندگان مجلس تبديل به قانون شده بود برآورده سازد؛ بنابراين سازمان انرژي اتمي ايران مجبور بود براي اجراي بخشي از نياز به سوخت نيروگاه‌هاي هسته‌‌اي آب سبک خود به ساخت کارخانه‌هاي غني‌سازي بومي براي توليد اورانيوم با غناي پايين مبادرت ورزد. به همان دليل نداشتن اعتماد به کارپردازان خارجي بالقوه، ايران اقدامات جدي را در تمام بخش‌هاي چرخه سوخت انجام داد که از معادن اورانيوم از قبيل معدن ساغند و گچين شروع مي‌شد، کارخانه صنعتي تبديل اورانيوم که همان UCF است، غني‌سازي اورانيوم، کارخانه غني‌سازي نطنز و کارخانه توليد سوخت که تقريباً مراحل نهايي ساخت خود را مي‌‌گذراند."

  • آقای سلطانیه، واقعاً انتظارات مردم چه بوده است؟
  • آقای سلطانیه، مردم تا قبل از افشای برنامه هسته ای پنهان ایران (با برملا شده ماجرای تاًسیسات فراوری اورانیوم اصفهان) از انرژی هسته ای و فناوری هسته ای چه می دانستند که بخواهند از دولت انتظاری داشته باشند؟
  • آقای سلطانیه، نمایندگان مجلسی که شما از آنان نام برده اید در چه سالی و در چه مرحله ای از برنامه و فعالیهت های پنهان هسته ای جمهوری اسلامی چنین قانونی را تصویب کردند؟
  • آقای سلطانیه، چگونه است که این قانون (به قول شما در پی انتظارات مردم) مدتها بعد از شروع برنامه UCF، تولید آب سنگین در تأسیسات اراک، برنامه ریزی در راه اندازی رآکتور آب سنگین اراک، آغاز برنامه ریزی اولیه برای راه اندازی تآسیسات غنی سازی اورانیوم در مجلس تصویب شده است؟
  • آقای سلطانیه، آیا اگر برنامه هسته ای پنهان ایران افشا و آشکار نمی شد، نمایندگان مردم هرگز از این فعالیت آگاه می شدند؟ در اینصورت آیا نمایندگان مجلس، قانونی که شما از آن نام برده اید را تصویب می کردند؟
  • آقای سلطانیه، آیا غیر از اینستکه تعجیل نمایندگان مجلس در تصویب چنین قانونی، اگر فرمایشی نبود، واکنشی منفعلانه در برابر اعتراضات و فشارهای بین المللی بود؟
  • آقای سلطانیه، آیا غیر از اینستکه نمایندگان مجلس در این مصوبه خود قبل از اصرار بر غنی سازی اورانیوم به توسعه نیروگاههای اتمی در تأمین نیاز مردم به انرژی تأکید کرده اند؟

و

  • آقای سلطانیه، آیا نمی دانید که مهمترین بخش چرخه سوخت نیروگاههای هسته  ایست که در آن سوخت مصرف و انرژی حاصل از آن برای تولید برق مورد استفاده قرار میگیرد؟ آیا نمی دانید باز فرآوری سوخت هسته ای مصرف شده نیز جزئی از چرخه سوخت است؟ چرا برای این دو قسمت عمده چرخه سوخت هیچ تمهیدی اندیشیده نشده است؟
  • آقای ساطانیه، آیا هنوز نمی دانید آن قسمت از چرخه سوخت که از آن نام برده اید دقیقاً همان مسیری از چرخه سوخت است که معمولاً برای تولید اورانیوم غنی شده مورد نیاز سلاح های اتمی طی می شود؟
  • آقای سلطانیه، چرا اینهمه به فناوری تولید سوخت هسته ای بومی بند کرده اید و هیچگاه ندیدیم از آژانس بخواهید بر اساس تعهداتش شما را در توسعه فناوری ساخت نیروگاههای اتمی کمک نماید؟
  • آقای سلطانیه، بیایید یکبار و برای همیشه به مردم محروم از حقیقت ایران بگویید که چرا اینهمه بر فناوری تولید سوخت هسته ای بدون توسعه فنآوری های استفاده از آن اصرار دادید؟ واقعاً با شهامت و جسارت به مردم بگویید جذابیت سوخت هسته ای برای شما در چیست؟
  • شما که خود اقرار کردید که کارخانه توليد سوخت هنوز ساخته نشده، پس چرا اینهمه بر غنی سازی اورانیوم اصرار دارید؟
  • آیا بهتر نیست حال که به اقرار خودتان به فناوری غنی سازی اورانیوم دست پیدا کرده اید، آنرا برای مدتی متوقف کرده و  قوای علمی و فنی خود را بر سایر فناوری های موجود در چرخه سوخت هسته ای متمرکز کنید بلکه آنها هم هر چه زودتر به سامانی برسند؟

هموطن عزیز،

  • آیا شما نیز فکر نمی کنید که این گفتار آقای سلطانیه نمی تواند توجیهی برای تلاش گسترده جهت غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته ای قبل از مطالعه حتی جزئی چگونگی ساخت نیروگاههای اتمی باشد؟
+ نوشته شده در 9:3 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه دوازدهم مهر 1387
آقای سلطانیه! کدام مناقصه بین المللی؟ کدام برنامه مشخص انرژي هسته‌‌اي؟ کدام ...

سایت خبری تابناک در ۸ مهر ۱۳۸۷(خبر ۰۴۶) متن سخنرانی علي‌اصغر سلطانيه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی را که در پنجاه و دومين نشست كنفرانس عمومي آژانس ارائه شده بود منتشر کرد. واکاوی صحبتهای آقای سلطانیه بار دیگر ابهاماتی را که در اهداف آشکار و پنهان برنامه هسته ای دولت جمهوری اسلامی وجود دارد را آشکار می سازد که جهت خودداری از طولانی شدن مطلب در این گفتار و گفتارهای بعد به تفکیک به طرح آنها می پردازیم. تابناک از آقای سلطانیه چنین نقل می کند:

"جمهوري اسلامي ايران در حال انجام يک برنامه انرژي هسته‌‌اي مشخص است."

  • چرا رئوس این برنامه انرژی هسته ای که بسبب ارتباط آن با نیازهای مردمی نیاز به سری بودن ندارد برای اطلاع عموم منتشر نشده است؟
  • آیا نمایندگان مردم  در مجلس از جزئیات این برنامه باخبرند؟
  • سهم آموزش عالی از این برنامه بلند مدت که نقش اصلی در تربیت نیروهای تخصصی مورد نیاز آن را بعهده دارد چیست؟ و چرا هیچ تغییر و تحولی در برنامه آموزش عالی که نشانی از این برنامه بلند مدت داشته باشد مشاهده نمی شود؟
  • با توجه به محدودیت های بین المللی در رابطه با تربیت نیروهای متخصص که متأسفانه در سایه سیاستهای نا موزون دولت جمهوری اسلامی روزبروز دامنه گسترده تری می یابد، این برنامه تا چه حد واقعی است؟
  • آیا در این برنامه درازمدت و مشخص انرژي هسته‌‌اي، نحوه برخورد با پسماندها، آلاینده ها و سوخت مصرف شده نیروگاههای اتمی را که ابعاد خطر آن (در صورت اهمال کارگزاران دولت) بر کسی پوشیده شده نیست، اندیشیده شده است؟
  • آیا مردم حق ندارند از تمهیدات دولت جمهوری اسلامی در رابطه با این موضوع بسیار مهم آگاه شوند؟
  • نقش نظام و سازمان ایمنی هسته ای کشور به عنوان حامی حقوق مردم نه مدافع و توجیه گر اقدامات دولت در این برنامه چیست؟
  • برای تقویت علمی و نظارتی این نهاد بسیار مهم ملی و استقلال آن از سازمانهای اداره کننده نأسیسات هسته ای در این برنامه ظاهراً مشخص چه اندیشیده شده است؟
  • آیا در این برنامه همچنان قرار است سازمان اداره کننده این تأسیسات و نهاد نظارتی هر دو دولت جمهوری اسلای باشد؟  

"دولت در اجراي قانون مصوب مجلس موظف شده است طي بيست سال آينده، اقدامات جدي براي توليد ۲۰۰۰ مگاوات برق از طريق نيروگاه اتمي اجرا كند."

  •  جناب سلطانیه! نمایندگان مجلس برای تصویب این قانون به چه میزان ساعت بحث و گفتگو کردند؟
  • جناب سلطانیه! برای تصویب چنین قانون مهمی، نمایندگان مجلس به چه میزان از مطالعات و بحث های کارشناسی شده بهره بردند؟ و اصولاً این مطالعات توسط کدام کارشناسان صورت گرفته است؟
  • جناب سلطانیه! اگر برای نمایندگان حاصر در سخنرانی خود نگفتبد، لااقل برای مردم ایران (که شما و نزدیکان شما هم جزئی از آنید) بگویید که فرآیند تصویب چنین قانون مهمی در کشورهای صاحب فناوری چیست و فرآیند تصویب آن در کشور ما چه بوده است؟
  • آیا باید انتخاب شرکنهایی چون مهاب قدس، لار، قرارگاه خاتم الانبیا و بقیه را که هیچ سررشته ای در علوم و فنون هسته ای ندارند برای تعیین ساختگاه نیروگاههای اتمی باید از جمله اقدامات جدی دولت تلقی کرد؟
  • آیا اصرار در راه اندازی سانتریفیوژ های بیشمار و پافشاری معنادار بر ادامه عنی سازی (که بی شک از محدوده مورد نیاز سوخت نیروگاههای اتمی فراتر خواهد رفت) را باید از اقدامات جدی دولت به حساب آورد؟
  • آیا تولید و انبار کیک زرد، گاز UF6 و اورانیوم غنی شده در انبارها را که در صورت کوچک ترین سهل انگاری می توانند ایمنی و سلامت مردم و محیط زیست را بصورت جدی تهدید کنند را باید از اقدامات جدی دولت به حساب آورد؟
  • آیا کوتاهی باورنکردنی و نابخشودنی دولت جمهوری اسلامی در عدم انتقال نکنولوژی ساخت نیروگاه اتمی از کارشناسان روسی تکمیل کننده نیروگاه اتمی بوشهر را باید از اقدامات جدی دولت به حساب آورد؟

"با توجه به افزايش تقاضا براي انرژي به دليل رشد اقتصادي سالانه ۶ ـ ۸ درصدي و توسعه سريع صنعتي، انتظار مي‌رود که ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مگاوات برق، سالانه به شبکه ملي افزوده شود. مطمئناً بخشي از اين نيازها با توجه به ظرفيت محدود ديگر منابع انرژي و مزاياي انرژي هسته‌‌اي با عنايت به نگراني‌هاي محيط زيستي بايد توسط نيروگاه هسته‌‌اي توليد شود."

  • جناب سلطانیه! آیا شما از وعده همکارتان در دولت، آقای وزیر اقتصاد و دارایی، که در سفرشان به هند به هندی ها مژده دادند (خبر ۰۴۳)  که پس از بیست سال دیگر که ۲۰۰۰ مگاوان برق هسته ای تولید شد مازاد آن را به آنها خواهند داد، آگاهید؟ آی شما از همکار خود انتقاد کرده اید؟
  • جناب سلطانیه! بر اساس گفته شما، پس از ۲۰ سال طرفیت تولیدی برق ایران نسبت به تولید امروز بطور میانگین ۱۰۰۰۰۰ مگاوات میبایست اقزایش یافته باشد. بر اساس برنامه بلند مدت و مشخص ادعایی شما سهم ۲۰۰۰ مگاوات تولیدی نیروگاههای اتمی از این افزایش تنها ۲۰% هواد بود. تکلیف ۸۰% باقیمانده چه می شود؟
  • آیا نحوه تولید این ۸۰% هم در این برنامه بلند مدت لحاظ شده یا اینکه همکاران دولتی شما در وزارت نیرو همان تمهیداتی (خبر ۰۴۴ و ۰۴۵)  را در نظر گرفته اند که امسال برای مقابله با کمبود برق اندیشیده بودند؟

"چند ماه پيش در پي يک مناقصه بين‌المللي برخي شرکت‌ها براي آغاز مرحله گزينش سايت براي نيروگاه‌هاي هسته‌‌اي آتي برگزيده شدند. در کنار گزينش سايت، فعاليت وسيعي براي طراحي يک نيروگاه هسته‌‌اي آب سبک ۳۶۰ مگاواتي آغاز شد که براي زيربناي صنعتي ملي مفيد خواهد بود. بدين وسيله من از همه کارپردازان بالقوه مي‌خواهم که از اين فرصت استفاده كرده و در مناقصات آينده براي هدف ۲۰۰۰ مگاواتي برق مشارکت كنند. هيچ محدوديتي براي هيچ کشوري در جهان در اين زمينه وجود ندارد."

  • جناب سلطانیه! منظور شما از "همه کارپردازان بالقوه" همان کارشناسان هسته ای زبده ای چون کارشناسان روسی، کانادایی، سوییسی و ... است که شما چهادگران قرارگاه خاتم، کارشناسان نا آشنا به فناوری هسته ای شرکت های لار و مهاب قدس و بقیه را به آنها ترجیح دادید؟ (خبر ۰۳۶)
  • جناب سلطانیه! آیا فکر می کنید که این کارشناسان زبده آنقدر بی غیرت اند که باز سر و کله شان در مناقصه های شما پیدا شود؟
  • جناب سلطانیه! فکر نمی کنید چنانچه این کارشناسان برغم رفتاری که با آنان کردید، دوباره بیایند این بدین معنا خواهد بود که برای سرمایه ملی ایرانیان کیسه ای گشاد دوخته و می خواهند در وانفسای آشفته بازاری که متأسفانه دولت جمهورب اسلامی بپا کرده، بهره مکفی ببرند؟
  • جناب سلطانیه! آیا فکر می کنید پذیرفتنی باشد که شرکت های بین المللی دارای سابقه ساخت نیروگاههای اتمی، چشم بسته سایتهایی را که توسط شرکت های بی تجربه و دانش ایرانی برای ساخت ۲۰۰۰ مگاوات نیروگاه هسته ای مشخص می شود برای بپا کردن نیروگاه هسته ای قبول کنند؟
  • جناب سلطانیه! آیا بنظر شما شرکتهای بین المللی حاضرند در هر سایتی که ایرانیها گفتند، از اعتبار خود مایه گذاشته، نیروگاه بسازند؟
  • آیا فکر می کنید این شرکتهای "مار خورده افعی شده" بین المللی نمی دانند اگر بسبب ناآشنایی جهادگر قرار گاه خاتم و یا مهندس کارنابلد شرکت ... خطایی در تعیین ساختگاه صورت گرفته و نیروگاههی که توسط آنها ساخته شده دچار حادثه شود، این اعتبار بین المللی آنهاست که بر باد می رود؟ آیا فکر می کنید این شرکتها تا به این حد ساده اند؟
  • جناب سلطانیه! اگر واقعاً در گفتار خود صادقید، چرا علت واقعی واگذار نکردن مطالعه تعیین ساختگاه نیروگاهای اتمی به شرکتهای با سابقه و کاربلد روسی، کانادایی و سوییسی را به مردم ابران نمی گویید؟
  • اگر قرار باشد بر اساس ادعای آقای سلطانیه راه شرکت در مناقصه این شرکتها هموار باشد، که عملاً دیدیم اینگونه نیست، آیا این شرکتها مجدداً به مطالعات انتخاب ساختگاه نخواهند پرداخت؟ اگر اینگونه شود، چرا دولت جمهوری اسلامی، بسبب بی تجربگی و خامی خود، این چنین هزینه سنگینی را به مردم تحمیل می کند؟
  • آیا راه بهتری برای هزینه کردن این سرمایه ملی وجود ندارد؟

هموطن عزیز

  •   آیا غیر از اینست که تنها پاسخ قابل قبول به این پرسشها اینستکه ، طبق معمول، آقای سلطانیه حقیقت را نگفته و برای پوشاندن نیات واقعی دولت جمهوری اسلامی، همچون سایر همکاران خود، به هر بهانه دروغی آویزان شده است؟
  •   چرا دولت جمهوری اسلامی باید همچنان تصور کند که میتواند آنگونه که سالهاست دروغ به خورد مردم ایران می دهد، ادعاهای بدون پشتوانه تحویل کارشناسان بین المللی دهد و در کمال سادگی انتظار داشته باشد که آنها هم همه را بی چون و چرا بپذیرند؟
+ نوشته شده در 11:56 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه پنجم مهر 1387
توجیه عجیب آقای وزیر برای غنی سازی اورانیوم

در گفتار قبل گفته های سرتاسر متناقض آقای فتاح وزیر نیرو در رابطه با نقش نیروگاه اتمی بوشهر در کمبود برق و خاموشی های گسترده نه نتها در شهر تهران بلکه در تمام نقاط کشور را به سؤال کشیدیم. باید پذیرفت که صحبتهای آقای وزیر نه تنها در حد و اندازه های یک وزیر آنهم وزیر نیرو نیست بلکه هیچ انسان نیم آگاه به مسائل جاری ایران اینگونه ساده لوحانه آنهم در حوزه تخصصی خود صحبت نمی کند. سؤال اینجاست که آیا آقای وزیر واقعاً به این حد ساده لوح است یا خود را به ساده لوحی زده است؟ اگر آدم ساده لوحی نیست پس چه دلیلی دارد تظاهر به این کار کند؟ آیا وزیر اقتصاد و دارایی نیز که در خصوص صدور برق هسته ای مازاد صحبت کرده بود هم ساده لوح است یا او نیز خود را به ساده لوحی زده است؟ و یا اینکه هیچکدام تا به این حد ساده نیستند بلکه عاملی مشترک هر دو را به این نتاقض گویی ها وادار کرده است؟ این عامل مشترک چیست؟

در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ سایت خبری تابناک از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند: (خبر ۰۴۴)

" فتاح در برنامه تلویزیونی نگاه یک در پاسخ به اینکه آیا به روسیه برای تحویل نیروگاه هسته ای بوشهر فشار آورده اید؟ افزود : وزارت نیرو مسئولیت مستقیمی برای این کار ندارد اما چون عضو هیئت دولت هستم، می دانم با تلاش سازمان انرژی اتمی، روسیه به جد مشغول کار است."

  • آیا آقای وزیر نیرو "چون عضو هیأت دولت است" نباید بداند که اگر روسیه به جد مشغول به کار بود اینهمه بهانه تراشی نمیکرد و نیروگاه بسیار زودتر به بهره برداری رسیده بود؟
  • آیا آقای وزیر نیرو "چون عضو هیأت دولت است" نباید بداند که سازمان انرژی اتمی در راه انداختن نیروگاه اتمی بوشهر هیچکاره است؟

"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و از وابستگی سوخت فسیلی رها شویم."

  • آیا جای تعجب نیست که آقای وزیر نیرو نداند که با یک گل بهار نمی شود و هزار مگاوات برق نیروگاه اتمی بوشهر نمی تواند به یکباره مملکت را از وابستگی به سوخت های فسیلی رهایی بخشد؟

" اگر ۱۰۰۰ مگاوات برق نیروگاه هسته ای بوشهر امسال وارد مدار شده بود، مشکل خاموشی در کشور نداشتیم." و اینکه "فتاح ... اظهار امیدواری کرد که با این کار [راه اندازی نیروگاه بوشهر تا سال آینده] مشکل کمبود برق کشور نیز رفع شود." (خبر ۰۴۵)

  • آیا مایه شگفتی نیست که حتی آقای احمدی نژاد نیز در جلسه هیأت دولت به ایشان یادآوری نکرده است که هیچ عقل سلیمی نمی تواند بپذیرد که هزار مگاوات برق نیروگاه بوشهر پاسخگوی خاموشی های گسترده در سرتاسر ایران باشد؟  
  • چگونه می توان باور کرد که امسال و به یکباره مشکل کمبود برق سرتاسر ایران را فرا گرفت و عدم تزریق برق تولیدی نیروگاه اتمی به شبکه برق عامل اصلی آن شناخته شد؟
  • آیا به زعم آقای وزیر، این دلیلی محکم و غیر قابل اعتراض برای نیاز مبرم و فلج کننده ایران به برق هسته ای نیست؟
  • به اعتقاد آقای وزیر و همکارانش، حال که ما به این حد مستأصل راه اندازی نیروگاههای اتمی هستیم، آیا نباید هر چه زودتر سوحت هسته ای مورد نیاز آنها را فراهم کنیم؟
  • اگر اینگونه محتاج سوخت هسته ای هستیم نباید بی درنگ و شتابان تمام اورانیوم هایمان (بعلاوه آنهاییکه را که شاید بتوانیم از نیجریه وارد کنیم) غنی کنیم؟
  • پس نباید آبشارهای بیشمار سانتریفیوژ را یکی پس از دیگری راه اندازی کنیم؟

هموطن عزیز،

شما نیز فکر نمی کنید که

  • چرا هر دو وزیر کابینه آقای احمدی نژاد به گونه ای مشترک به این نتیجه رسیده اند که باید نقش انرژی هسته ای در تأمین نیاز مردم و بالا بردن توان اقتصادی کشور را به هر بهانه ای که بتوانند پر رنگ جلوه دهند حتی اگر دلایل آنان یاوه هایی بیش نباشند؟

به نظر شما

  • فصل مشترک این دلیل تراشی ها چیست و سر منشأ آنها در کجاست؟
  • آیا نباید تصور کرد که در واقع تلاش آقای وزیر بگونه ای توجیهی برای تلاشهای دولت جمهوری اسلامی به ادامه غنی سازی اورانیوم که در نگاه آنها تمامی تکنولوژی هسته ای است باشد؟
  • آیا اینگونه نباید تصور کرد که این صحبت های جاهلانه آقای وزیر تلاشی ناشیانه برای پوشاندن اهداف اصلی دولت جمهوری اسلامی در تلاش شبانه روزی خود برای غنی سازی اورانیوم است؟

و آیا نباید بپرسیم که

  • اینهمه عجله در غنی سازی اورانیوم برای چیست؟
+ نوشته شده در 1:52 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
نیروگاه اتمی بوشهر تاوان دهنده بی لیاقتی دولت آقای احمدی نژاد

در گفتار قبل در مورد گفته وزیر اقتصاد و دارایی دولت آقای احمدی نژاد گفتیم اما آقای وزیر اقتصاد تنها استثنای کابینه آقای احمدی نژاد نیست. در کنار وزیر اقتصاد و دارایی، آقای فتاح وزیر نیرو نیز اخیراً اظهاراتی در حوزه تخصصی خود، یعنی تولید و مدیریت برق، مطرح کرده اند که در جای خود جالب و البته مایه شرمساری دولت آقای احمدی نژاد و تمام آنانی که از وی حمایت کرده و میکنند، گردیده است. البته در خلال گفته های کوتاه ایشان حقایقی تلخ و بسیار نگران کننده از آینده نیروگاه اتمی بوشهر مطرح شده که در گفتار بعد بدان خواهیم پرداخت.

در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۳۸۷ سایت خبری تابناک از آقای وزیر نیرو چنین نقل می کند: (خبر ۰۴۴)

"وی گفت: اما روس ها با همه وعده های داده شده، نیروگاه هسته ای بوشهر را برای امسال تحویل ندادند که امیدواریم امسال این کار انجام شود و از وابستگی سوخت فسیلی رها شویم."

  • آیا این کمال ساده لوحی و شاید جهالت آقای وزیر نیست که تصور کند با راه اندازی نیروگاه هزار مگاواتی بوشهر از وابستگی به سوخت فسیلی رها  می شویم؟
  • آقای وزیر نمی داند که درصد بالایی از برق مورد نیاز کشور هم اکنون بکمک سوخت های فسیلی تولید می شود؟ آخر چگونه می شود بناگاه با تولید هزار مگاوات برق توسط یک رآکتور اتمی از وابستگی به سوخت های فسیلی رها شد؟  
  • آیا جز آقای وزیر کس دیگری هست که تصور کند با در مدار قرار گرفتن برق این نیروگاه اتمی که فعلاً رؤیا و خیالی بیش نیست تمام نیروگاههای دیگر از مدار خارج شده و در نتیجه از وابستگی به سوخت های فسیلی رها خواهیم شد؟!!!!!!  

" اگر ۱۰۰۰ مگاوات برق نیروگاه هسته ای بوشهر امسال وارد مدار شده بود، مشکل خاموشی در کشور نداشتیم."

  • چرا بناگاه و بدون هیچ نشانه ای به مدار نیامدن نیروگاه اتمی بوشهر که سالهای پیش باید به مدار وصل می شد امسال اثرات خود را نشان داده است؟
  • آیا اگر ایشان درست می گفت نمی بایست از ساهای قبل بتوان چنین نیازی را برای امسال پیش بینی کرده و برای آن راه حلی پیدا میکرد؟
  • آیا این بدین معناست که بر خلاف همگان تنها این آقای وزیر بوده که به روسها اعتماد کرده و با اطمینان از به مدار وصل شدن نیروگاه پیش بینی های لازم را صورت نداده است؟

استدلالهای بی محتوای آقای وزیر بدینجا خاتمه نمی بابد و چون هیچ صدای اعتراضی از کسی بلند نمی شود، ایشان مطمئن تر از قبل بر ادعاهای خود می افزاید. سایت خبری تابناک بار دیگر در تاریخ ۲۸/۰۴/۱۳۸۷ از ایشان چنین نقل قول می کند: (خبر ۰۴۵)

"فتاح با بیان اینکه رئیس سازمان انرژی اتمی وعده داده که این نیروگاه تا سال آینده راه اندازی شود، اظهار امیدواری کرد که با این کار مشکل کمبود برق کشور نیز رفع شود."

  • آیا با تمام بدقولی های روسها در طول سالیان قبل، ایشان هنوز امیدوار است روسها این نیروگاه را راه انداخته و سال آینده تمام توان اسمی نیروگاه (هزار مگاوات) به مدار وصل شده باشد؟
  • آیا این بدین معناست که ایشان و سازمان تحت امر ایشان قرار ندارند از هم اکنون به فکر مقابله لازم با کمبودهای سال آینده باشند؟
  • آیا این بدین معنا نیست که با این تفکر صددرصد اشتباه آقای وزیر و عدم چاره جویی برای حل مشکل کمبود برق، سال آینده نیز بدون شک با مشکلی مشابه بلکه وخیم تر مواجه خواهیم بود؟
  • آیا آقای وزیر که بجای برنامه ریزی برای مواجهه منطقی با مشکل موجود، چشم به هزار مگاوات برق نیروگاه اتمی بوشهر دارد؛ هیچ تصور کرده که به هر دلیلی (و در خوشبینانه ترین حالت بدلایل فنی) نیروگاه ممکن است برای مدتی در طول سال آینده از مدار خارج شود؟ در آنصورت، آیا باید منتظر خاموشی های دوباره باشیم؟ توجیه آقای وزیر در آنزمان چه خواهد بود؟

"وزیر نیرو با بیان اینکه اگر این نیروگاه به بهره برداری رسیده بود، حداقل نصف کمبود برق ما در تابستان امسال حل می شد، گفت: اگر این نیروگاه راه اندازی نشود در سال آینده نیز به اندازه هزار مگاوات برق در تامین برق مشکل خواهیم داشت. وی خاطرنشان کرد: برهمین اساس، اگر هزار مگاوات برق این نیروگاه وارد مدار شده بود امسال با مشکل مواجه نبودیم."

  • آیا کسی بواقع می داند که کمبود برق ما چقدر و در واقع دلیل اصلی کمبود برق آنهم به یکباره و فقط در امسال چه بوده است؟
  • آیا این کمال ساده لوحی نیست که بپذیریم هزار مگاوات برق بتواند مشکل برقی را که تمامی مردم کشور با آن مواجه بوده و هستند را به یکباره حل کند؟
  • آیا نه اینستکه دروغگو فراموشکار است. چگونه است که ایشان از یکسو نصف مشکل خاموشی ها را عدم راه اندازی نیروگاه بوشهر می داند و از سوی دیگر بلافاصله ادعا میکند در صورت عدم راه اندازی این نیروگاه تا سال دیگر فقط به اندازه هزار مگاوات مشکل خواهیم داشت؟
  • برنامه ریزی ایشان برای نیمه دیگر مشکل چه بوده که ایشان را آنقدر مطمئن کرده که سال دیگر مشکل فقط نیروگاه اتمی بوشهر خواهد بود؟
  • آیا ایشان می فهمد چه می گوید؟ ایشان در ادامه "تمام مشکل کمبود برق و در نتیجه خاموشی های امسال" را به گردن در مدار نبودن هزار مگاوات برق تولیدی نیروگاه بوشهر می اندازد؟ دو خط گفته و اینهمه تناقض؟

هموطن عزیز،

بنظر شما

  • آیا مشکل واقعی کمبود برق است یا کمبود انسان های آگاه و با معرفت که کاستی های خود را به گردن دیگران نیاندازند؟
  • آیا مشکل واقعی آن نیست که در مقابل این یاوه گویی و خیالبافی ها سکوت کرده، اجازه داده ایم به نام دین اینگونه هر گونه دروغی را به خوردمان دهند؟
  • آیا مشکل واقعی کمبود نیروهای آگاه و مدیران لایق نیست؟
  • آیا مشکل واقع بودن زمام امور در دست دولتی نالایق و بی کفایت نیست که در تمام امور مملکتی، بدون استثناء، اختلال ایجاد کرده و مملکت را در تمامی امور به بن بست رسانده است؟
+ نوشته شده در 8:14 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
صدور برق هسته ای به هند دروغی بزرگتر از ساخت نیروگاه اتمی در نیجریه!

در گفتار قبل موضوع صدور فناوری هسته ای به نیجریه و تکذیب سریع وزارت بازرگانی را به سؤال کشیدیم و گفته بودیم که این ادعاهای دروغ و عوام فریبانه در میان دولتمردان جمههوری اسلامی کم سابقه نیست. بیایید کمی به عقب برگردیم و نگاهی به خبر سایت تابناک که در تاریخ ۲۸/۱۰/ ۱۳۸۶منتشر شده بود (خبر ۰۴۳)، بیندازیم. در این خبر کوتاهس آمده بود:

"به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از "دیلی تایمز پاکستان" ، داود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی درهند گفت : ایران قصد دارد از طریق انرژی هسته ای ۲۰ هزار مگاوات برق تولید کند که ایران می تواند مازاد آن را از طریق کشور پاکستان به هند صادر می کند."

  • آیا آقای وزیر می داند بر طبق برنامه دولتی که ایشان عضوی از آنست، این ۲۰ هزار مگاوات نیاز انرژی ایران تا چه سالی است؟
  • آیا آقای وزیر هیچ می داند که ساخت یک نیروگاه اتمی چند سال طول می کشد؟
  • آیا آقای وزیر میداند چند سال طول می کشد تا تا روند موجود، نیروگاههایی که این ۲۰ هزار مگاوات برق را تولید می کنند ساخته شوند؟
  • آیا آقای وزیر خبر از سرمایه مورد نیاز برای ساخت این نیروگاهها با احتساب تورم و ارزش پول ملی در طول این سالها دارد؟
  • چگونه آقای وزیر می تواند تضمین دهد درآمد ایران از فروش برق هسته ای مازاد!!! به هند پاسخگوی این سرمایه گذاری را می دهد؟
  • آقای وزیر چگونه به هندی هایی اعتماد می کند که ماههاست ما را در ماجرای خط لوله صلح (که برای ما بسیار حائز اهمیت است) سر کار گذاشته اند؟
  • آیا مگر نه اینست که ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای قرار است نیازهای انرژی جامعه ایران را در سالهای آینده تأمین کند، پس چه دلیل دارد آقای  وزیر آنرا پیش فروش کند؟
  • آقای وزیر چگونه به خود اجازه می دهد که جنسی را که سالها (شاید دهها سال) تا بدست آوردن آن زمان باقی است بدینگونه پیش فروش کند؟
  • آیا ایشان فکر کرده اند که در سالهای طولانیی که طول خواهد کشید تا این ۲۰ هزار مگاوات به مدار وصل شود همچنان وزیر بوده و سرنوشت مردم بیچاره در دست ایشان خواهد ماند؟
  • آقای وزیر چگونه به خود احازه میدهد تا به جای آیندگانی که ندیده به این صراحت و البته از روی جهالت تصمیم بگیرد؟
  • و جالبتر اینکه هیچ صدای اعتراضی هم از هیچکس بر نخواست. آیا این سکوت نشان ناآگاهی قشر باصطلاح روشنفکر و متعهد ایرانی نیست؟

و

  • آیا آقای وزیر از توانایی های هسته ای هندی ها خبر دارد؟ آیا ایشان میداند که جایگاه هندی ها در ساخت نیروگاههای اتمی کجاست؟
  • آیا وی میداند که چند هزار مگاوات برق از طریق تکنولوژی هسته ای توسط هندی ها تولید می شود؟
  • آیا آقای وزیر خبر دارد که ساخت نیروگاههای جدید اتمی تا چه اندازه برای هندی ها سهل و یا دشوار است؟
  • آیا نیاز جمعیت میلیاردی هند با چند هزار مگاوات برق هسته ای مازاد!!! ایرانی ها حل می شود؟

و

  • آیا گفته ای آقای وزیر نشان دهنده این نیست که مطالعه کارشناسی جهت توجیه نیاز به تولید این ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای یا اصلاًصورت نگرفته و یا اگر هم انجام شده صحیح و اصولی نبوده و بهیچوجه ارزش علمی و فنی ندارد؟
  • آیا این ادای آقای وزیر نشان این نیست که اصولاً طرح نیاز به ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای برخاسته از نیاز جامعه ایرانی به انرژی نبوده بلکه انگیزه ای کاملاً سیاسی دارد؟
  • اگر چنین است، این انگیزه سیاسی چیست؟

هموطن عزیز،

به نظر شما انگیزه اصلی در اعلام نیاز به ۲۰ هزار مگاوات فرق هسته ای چیست؟
+ نوشته شده در 7:43 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه پانزدهم شهریور 1387
صدور فناوری هسته ای به آفریقای گرسنه؟ عوامفریبی رسوا!

چندی پیش (۸/۰۶/۱۳۸۷) خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس خبر از صدور فناوری هسته ای و بومی شده ایرانی به کشور آفریقایی و فقر زده نیجریه داد (خبر ۰۳۹). این خبر آنقدر تعجب آور و بحث برانگیز که دولتمردان حمهوری اسلامی برای بیشتر زیر سؤال نرفتن و شاید آشکار نشدن اهدافشان، گفته های خود را که کم سابقه نیز نبود و نیست، تکذیب کردند (خبر ۰۴۰). در این خبر آمده بود:

"محمد علی ضیغمی سرپرست یک هیئت بازرگانی به نیجریه گفته است: ایران حق دارد تا دانش هسته ای خود را در اختیار نیجریه قرار دهد. ضیغمی گفت: سوخت های فسیلی روزی تمام خواهند شد و توسعه انرژی پاک امری بسیار مهم و ضروری به نظر می رسد."

  • منظور از دانش هسته ای چیست؟
  • آیا مونتاژ کردن سانتریفیوژ را بابد دانش هسته ای برشمرد؟
  • آیا آقای ضیغمی میداند فاصله مونتاژ کردن سانتریفیوژ تا تولید برق توسط یک رآکتور هسته ای چقدر است؟
  • آیا آقای ضیغمی می داند فناوری ساخت یک نیروگاه اتمی دارای چه ویژگی هایی است؟
  • آیا آقای ضیغمی خبر دارد که کارشناسان ایرانی حتی از فرصت بسیار غنیمتی که از بابت ساخت نیروگاه اتمی بوشهر در خاک ایران عایدشان شده بود بهره ای نبرده و چیزی نیاموختند؟ و یا به عبارت بهتر، روسها به آنها اجازه ندادند. 
  • آیا قرار است به نیجریه ای ها یاد دهند که چگونه سانتریفیوژ عبدالقادرخانی را مونتاژ کنند؟
  • آیا آنها هم قرار است از ایرانی ها بیاموزند که قبل از فراهم آوردن زیرساخت های لازم برای توسعه فناوری استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق، آبشارهای سانتریفیوژ راه انداخته، اورانیوم غنی کنند؟

"این مقام ایرانی ضمن انتقاد از انحصار علمی برخی کشورها گفت: هیچ کس نمی تواند استفاده از دانش فنی[هسته ای] را در هیچ جایی از جهان محدود کند."

  • کجای قرارداد اکتشاف اورانیوم استفاده از دانش هسته ای است که این مقام محترم نگران انحصار آنست؟
  • "تیجانی کائورا یک مقام ارشد در وزارت خارجه نیجریه نیز همکاریهای هسته ای کشورش را با ایران صلح آمیز و صرفاً برای تولید برق می داند، و می گوید: نباید همکاریهای دو کشور به غلط تفسیر شود. به عقیده این مقام وزارت خارجه نیجریه "نباید همکاری در زمینه کشف[اورانیوم] و استفاده از آن برای تولید برق با استفاده از این مواد برای ساخت تسلیحات هسته ای اشتباه گرفته شود."
  • آیا از صحبت های این مقام نیجریه ای نیز نمی توان برداشت نمود که محور دانش هسته ای مورد بحث همان اورانیومی است که ایران یاد گرفنه و می خواهد آنرا غنی کند و دنیا هم ترس استفاده آن در سلاحهای اتمی توسط ایران را دارد؟
  • ایا کسی نیست بپرسد که ایران به کدام فناوری استفاده از اورانیوم نزدیکنر است: اسنفاده آن برای تولید برق در نیروگاههای اتمی یا استفاده از آن در قالب سلاح اتمی؟
  • سایر فناوری های لازم برای کدامیک از موارد استفاده از اورانیوم (تولید برق و یا استفاده آن در بمب اتمی) در جمهوری اسلامی مهیا شده است؟
  • دولت جمهوری اسلامی در زمینه ساخت نیروگاههای اتمی که اورانیوم در آن شکافته شده و انرژی آن برای راه انداختن توربین های برق مورد استفاده قرار میگیرد چه پیشرفت هایی داشته است؟
  • و در مقابل، این دولت تا چه میزان در ساخت و توسعه فناوزی هایی که به توانایی استفاده از بمب اتمی مرتبط می شود موفق بوده و به چه میزان سرمایه گذاری نموده است؟ توسعه و آزمایش پرتاب موشک های دوربرد و یا راکت هایی که ادعا شده برای در مدار قرار دادن ماهواره قرار است استفاده شود، به چه میزان به توانایی در پرتاب موشک های حمل کننده بمب اتمی نزدیک است؟
  • شاید بتوان مردم ایران را اغفال کرده و گول زد اما چگونه می توان وجدان های بیدار و محققان و اندیشمندان در سرتاسر دنیا را فریب داد؟
  • آیا خنده دار نیست که همکاری یرای کشف اورانیوم در کشور آفریقایی نیجزیه را تولید تو لید برق هسته ای عنوان کرد؟
  • آیا این مسئولان سازمان انرژی اتمی نبودند که گفتند ابران از منابع غنی اورانیوم بهره مند است (خبر ۰۴۱)؟
  • آیا این مسئولان جمهوری اسلامی نبودند که در توجیه اقتصادی بودن استفاده از انرژی اتمی ادعا کردند ایران سرشار از معادن اورانیوم است؟
  • از قبل گفته اند دروغگو فراموشکار است. آیا این مسئولین جمهوری اسلامی نبودند (خبر ۰۴۱) که برای توجیه ساخت سوخت هسته ای، و به عبارت صحیح تر، توجیه غنی سازی اورانیوم تلاش داشتند به همه بقبولانند که ایران سرشار از معادن اورانیوم است؟ پس چگونه است که برای اکتشاف اورانیوم راهی نیجریه شده اند؟ هنوز که سوختی ساخته نشده و نیروگاهی راه نیافتاده، پس چگونه است که مسئولین جمهوری اسلامی به این زودی راهی نیجریه شده اند تا آنها را متقاعد کنند که اورانیوم به آنها فروخته، آنرا غنی کرده و سپس انبار کنند؟ (از نیروگاه که به این زودی خبری نیست و بمب هم که نمی خواهند بسازند.)
  • آیا قرار است اورانیومی که در نیجریه اکتشاف می شود فقط در آن کشور برای تولید برق هسته ای مصرف شود؟ راستی، نیجری ها با اورانیومی که بکمک ایران اکتشاف و شاید استخراج خواهد شد قرار است چه کنند؟

در خبر دیگری، به فاصله کوتاه از خبر اول، خواندیم که وزارت بازرگانی عحولانه "هرگونه مذاکره در زمینه انتقال دانش فنی هسته ای درسومین اجلاس کمیسیون مشترک ایران و نیجریه را تکذیب کرد" (خبر ۰۴۰).

  • چرا در تکذیب نامه، نقل خبر از دو مقام رسمی ایران و نیجریه که در این مذاکرات حضور داشته اند و به صراحت نام برده شده اند، اشاره ای نشده است؟
  • چرا آقای ضیغمی خود، آنگونه که در ایران مرسوم است، خبر را تکذیب ننموده و سایت های خبری را تهدید به شکایت ننموده است؟
  • چنانچه تکذیب این وزارت را بپذیریم با گفته های صریح "مقام ارشد در وزارت خارجه نیجریه" چه باید کرد؟ صحبت های وی را که دقیقتر از صحبت های مقام ایرانی است، چه کسی باید تکذیب کند؟

سایت خبری آفتاب فراتر رفته و بی خبر از اینکه کل خبر بعداً تکذیب خواهد شد در خبر خود (خبر ۰۴۲) از مشخص نشدن جزئیات این قرارداد یاد کرده است. بعلاوه این سایت خبری بر خلاف خیرگزاری مهر از معاون وزارت خارجه نیجربه نام برده است. این سایت خبری از قول معاون وزارت خارجه نیجریه اینگونه نقل می کند:

" جامعه جهانی نباید نسبت به روابط ایران و نیجریه قضاوت نادرست کند و نباید این قرارداد به عنوان تلاش نیجریه برای دستیابی به سلاح اتمی تلقی شود."

  • چرا جامعه چهانی باید نسبت به روابط ایران و نیجریه قضاوت نادرست کند؟ چه چیزی باعث شده که این توهم برای این مقام نیجری ایجاد شود؟
  • چرا باید اینگونه تصور کرد که "این قرارداد به عنوان تلاش نیجریه برای دستیابی به سلاح اتمی تلقی شود"؟ مگر ایران، به عنوان طرف دیگر قرارداد، به تکنولوژی سلاح اتمی دست یافته که به زعم مقام نیجری ممکن است به خواهد آنرا به نیجریه هم بدهد؟

 سایت خبری آفتاب در توجیه و تأیید این خبر به نیاز مبرم نیجریه به برق و اینکه جمعیت ۱۴۰ میلیونی نیجریه فقط چند ساعت در روز از برق برخوردارند اشاره کرده در حالیکه این سایت خبری از اینکه جمعیت ۷۰ میلیونی ایران (که آماده ساخت نیروگاههای اتمی در کشور نیجریه است) روزی چند ساعت بدون برق بسر می برند صحبتی بمیان نیاورده است.

  • راستی چگونه ممکن است کشوری که نه تنها هنوز نیروگاه اتمی حتی برای خودش نساخنه بلکه هنوز نیروگاهی که بکمک فناوری هسته ای برق تولید کند نیز ندارد می خواهد برای دیگران نیروگاه اتمی بسازد؟
  • واقعاً، ایرانیان این دانش و تجربه خود را از کجا و چگونه فرا گرفته و کسب کرده اند؟
  • آیا زندگی در کنار تأسیساتی که این متخصصان بسازند خطرناک نیست؟

 هموطن عزیز،

بنظر شما دروغ اول چیست و کدام است که دروغهای دیگر، در توجیه آن، پی در پی و بدنبال می آیند؟

+ نوشته شده در 20:51 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه یکم شهریور 1387
چگونه است که روسها و کانادائی ها با آنهمه تجربه، بازی هسته ای با ایرانی ها را واگذار می کنند؟

چند روز پیش سایت خبری تابناک از قراردادهای مکان یابی برای نیروگاههای هسته ای ایران خبر داد (خبر ۰۳۶). اعلان این خبر برای آنانکه از فناوری ساخت نیروگاههای اتمی آگاهی دارند نه تنها خبری خوش نیست بلکه موجی از نگرانی و وحشت از آینده را ایجاد کرده است. به نقل از این سایت:   

 "احمد فیاض بخش مدیرعامل شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی خاطر نشان کرد: بر اساس این قراردادها و با توجه به گستردگی کشور و نیز ارتقاء و بهره گیری و ارتقاء‌ توان علمی موجود، ‌کل کشور به هشت منطقه تقسیم شد."

  • ·  کدام توان علمی؟ آیا بهتر نیست ابتدا به تجهیز دانشگاهها و تربیت متخصصین آینده در دانشگاهها پرداخت؟
  • آیا بهتر نیست ابتدا فناوری هسته ای را از انحصار نظامیان در آورد؟
  • آیا بهتر نبود ابتدا بگونه ای جدی در کنار کارشناسان روسی به کسب تجربه می پرداختیم؟
  • آیا بهتر نبود بگونه ای مغرورانه، از سر نخونت و قدرت طلبی و نهایتاً جهالت، همه مسئولیت فنی ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را به روسها تقدیم نکرده و ما نیز از رهگذر آن، دانش و تجربه ای کسب می کردیم؟
  • آیا غیر از اینستکه بر فرض وجود توان علمی و تخصصی، بهره گیری و ارتقاء این توان، نباید محدود به شرایط فیزیکی و جغرافیایی این مناطق باشد؟ آیا نیروهای تخصصی نمی توانند از جایی به جایی دیگر منتقل شده و مورد استفاده قرار گیرند؟
  • آیا توان علمی کشور صلاحیت ساخت ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای را دارد؟
  • آیا زمان ساختن این حجم از نیروگاههای اتمی برای تأمین ۲۰ هزار مگاوات برق هسته ای زمان بکارگیری از توانایی های بالفعل علمی و فنی است یا زمان ارتقای توان علمی؟

" فیاض بخش گفت:‌ از ۶۲ شرکت مشاور که در فراخوان عمومی تمایل خود را اعلام کرده بودند، با توجه به سوابق و توانمندیها، اسناد مناقصه به ۱۶ شرکت ارسال شد و سرانجام ۶ شرکت سازه پردازی ، لار ، قدس نیرو ، قرارگاه خاتم ، تهران برکلی و مهاب قدس برای اجرای این طرح در ۱۳ ماه انتخاب شدند." (خبرهای ۰۳۶ و ۰۳۷)

  • کدام 62 شرکت مشاور؟ آیا حتی یک شرکت در ایران وچود دارد که از دانش، فناوری و تجربه این امر بهره ای برده باشد؟ آخر، چرا اینهمه دروغ؟ از اینهمه دروغگویی چه چیزی عایدشان می شود؟
  • آیا آقایان آنقدر جسارت دارند که نام این ۶۲ شرکت را اعلام کنند تا همگام بفهمند که ایشان فناوری هسته ای را با چه چیزی اشتباه گرفته اند؟
  • آیا آقای مدیرعامل آنقدر جسارت دارد تا سوابق علمی، فنی و تخصصی و تجارب عملی این شرکت ها بویژه شش شرکت خوش شانس را در زمینه مکان یابی و احیاناً ساخت نیروگاههای اتمی در اختیار عموم قرار دهد؟
  • آیا نباید تقسیم کشور به هشت منطقه بر اساس ویژگی های این مناطق و با توجه به خصوصیات فنی نیروگاههایی که قرار است در آن مناطق ساخته شوند (از جمله ظرفیت تولید برق و نیاز به آب خنک کننده رآکتور) صورت می گرفت نه "ارتقاء و بهره گیری و ارتقاء‌ توان علمی موجود"؟

و جالبتر اینکه:

 "مدیرعامل شرکت تولید وتوسعه انرژی اتمی از شرکت چند کشور خارجی در مناقصه مکان یابی نیروگاه هسته ای خبر داد و گفت: چند شرکت از کشورهای روسیه، کانادا و سوئیس در این مناقصه شرکت کردند."  (خبرهای ۰۳۷ و ۰۳۸)

 وا عجبا!

  • چگونه است که شرکت های مشاور روسی، کانادایی و سوئیسی که سالها تجربه مکان یابی و حتی ساخت نیروگاههای اتمی دارند در این مناقصه، بازی را به شرکت های ایرانی که حتی به اندازه انگشت های یکدست هم کارشناس هسته ای هم ندارند و آنهم "با توجه به  سوابق و توانمندیها" میبازند؟
  • چرا اینهمه دروغ؟ چگونه می توان باور کرد که روسها و کانادائیها این مناقصات را بر مبنای "سوابق و توانمندیها" به شرکت های ایرانی که تا هفت، هشت سال پیش حتی نام فناوری هسته ای را هم نشنیده بودند، می بازند؟ پس داستان چیست؟
  • آیا آقای مدیر عامل جرأت دارد همراه با سوابق شرکت های ایرانی، سوابق علمی، فنی و تخصصی و تجارب عملی شرکت های خارجی از جمله روس ها و کانادائیها را برای آگاهی مردم ایران و دنیا منتشر کند تا همگان خود قضاوت کنند و برندگان واقعی مناقصه ها را بشناسند؟

 "وی با اشاره به شرایط لازم برای مکان یابی ساخت نیروگاههای اتمی در کشور افزود: براساس تقسیم بندی مکانی در کشور، همانطور که گفته شد در هر منطقه بر اساس معیارهای بین المللی مطالعات آبشناسی، ‌زلزله شناسی، ‌جمعیت شناسی، ‌توپو گرافی، ‌زمین شناسی، هوا شناسی، ‌اکولوژی و محیط زیست،‌ خط انتقال برق و راه های دسترسی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و بر این اساس نیروگاهها ساخته خواهد شد."

  • آقایان واقعاً از "معیارهای بین المللی" چه می دانند؟
  • کدامیک از اقدامات ایشان حتی شباهتی با معیارهای بین المللی دارد؟
  • آیا سکوت آژانس بین المللی انرژی اتمی تعجب آور نیست؟
  • آیا چز اینستکه آژانس بین المللی انرژی اتمی با مردم ایران قرارداد همکاری ندارد که دلش برای آنها بسوزد بلکه حق عضویت را از دولت جمهوری اسلامی میگیرد و پس باید منافع دولت را تأمین کند نه مردم؟
  • چند درصد از مناطق کشور می توانند آب مورد نیاز جهت خنک کردن رآکتورهای هسته ای را تأمین کنند؟
  • آیا آقای مدیرعامل و رؤسای وی (و شاید نظام ایمنی هسته ای کشور) حاضرند برای مردم از اهمیت انکار ناکردنی منابع آبی دائمی و قابل اعتماد برای دهها سال بهره برداری بی خطر از این نیروگاهها بگویند؟
  • آیا با توجه به این امر و زلزله خیز بودن بیشتر نقاط ایران، انتخاب زیادی وجود دارد؟
  • کدامیک از شرکتهای خوش شانس ایرانی که این مناقصات، لابد پر درآمد، را برده اند از این واقعیت های تلخ و آزار دهنده آگاهند؟
  • بی شک اگر مسئولین این شرکت ها کمی می دانستند و از موضوع آگاه بودند و میدانستند در بدبختی نسل های آینده چقدر سهیم خواهند بود، قدمی پیش نمی گذاشتند؟
  • آخر "قرارگاه خاتم الانبیا"، "شرکت لار" و "مهاب قدس"، "قدس نیرو" و .... را چه به مطالعات مکان یابی ساختگاه نیروگاههای اتمی؟
  • آیا این شرکت ها فکر می کنند ساخت نیروگاههای اتمی هم شبیه ساخت سد، پل، تونل، برج های بلند و ... می باشد؟ و یا اینکه بر این گمانند که روش قدیمی و دیر آشنای آنها (یعنی همان روش آزمون و خطا) باز هم کارگشا بوده و اینبار هم می توانند کارشان را به پیش برند؟

"مدیرعامل شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی در خصوص نحوه عملکرد شرکت های پذیرفته شده در مناقصه اظهار داشت : بر این اساس کشور به هشت منطقه تقسیم شد و قرار براین شد هر ۱۶ شرکت درهر ۸ منطقه رقابت کنند که نهایتا ۴ شرکت هر کدام در یک منطقه و دو شرکت برای فعالیت در دو منطقه انتخاب شدند."

  • آیا اینگونه استدلال بیشتر شبیه برنامه ریزی آقایان برای انحام مسابقات فوتبال لیگ برتر و یا مسابقات جام حذفی فوتبال نیست؟ 

"فیاض بخش خاطر نشان کرد: مطابق ضوابط و مقررات بین المللی و همچنین نظام ایمنی هسته‌ ای کشور سازمان بهره بردار (مالک) ملزم به اخذ پروانه برای محل احداث نیروگاه قبل از آغاز عملیات اجرایی است البته پس از انجام پروژه اطلاعات به دست آمده به نظام ایمنی هسته‌ ای که منطبق با استانداردهای آژانس بین المللی انرژی اتمی است؛ مراحل مربوط به ساخت نیروگاه طی می‌شود." (خبرهای ۰۳۶ و ۰۳۸)

  • آیا هیچکس سؤل کرده که توانایی علمی و فنی کارشناسان "نظام ایمنی هسته ای کشور" در رابطه با استانداردها و مقررات بین المللی هسته ای چقدر است و آنها را چگونه کسب کرده اند؟
  • آیا "نظام ایمنی هسته ای کشور" همان نهادی نیست که بر خلاف تمام استانداردها و ضوابط بین المللی، پروانه لازم برای محل احداث تأسیسات هسته ای چون کارخانه های UCF، ساخت مجتمع سوخت هسته ای FMP، تولید آب سنگین اراک، غنی سازی اورانیوم نطنز و رآکتور تحقیقاتی اراک را مدت ها بعد از ساخت آنها صادر کرده است؟
  • آیا این این نهاد همان نهادی نیست که بدون انجام مطالعات مکان یابی در زمان پیش از احداث در مقابل ساخت و بهره برداری از این نأسیسات سکوت اختیار نمود؟
  • چرا این نهاد نظارتی در تمامی این موازد از وظایف تظارتی خود در تضمین منافع مردم در برخورداری از ایمنی هسته ای عدول کرده است؟
  • چه تضمینی وجود دارد که اکنون و هم بعد از این، این نهاد دولتی و غیر ملی چشم خود را در مقابل خطاهای دولتیان نبسته، تسلیم مناسبات و علائق سیاسی دولتمردان حمهوری اسلامی را بر منافع مردم ترجیح ندهد؟
  • و چگونه است که آژانس بین المللی انرژی اتمی علیرغم آگاهی از این رفتار غیر مردمی، عکس العملی نشان نمی دهد؟
  • آیا وقت آن نرسیده که دانشمندان خداترس، روزنامه نگاران متعهد و مسئول، روحانیون مؤمن و خداترس، دانشجویان روشنفکر و آینده نگر و اقشار مختلف مردمی از جا برخیزند و با وجدانهای بیدارشان، اجازه ندهند اینگونه با زندگی آنان و فرزندانشان بازی کنند؟
  • معلوم نیست با این همه بی تعهدی ها، آیا حق مسلم ایرانیان در استفاده از انرژی هسته ای تحقق خواهد یافت؟ اگر بله، به چه قیمتی؟

 هموطن، شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در 13:29 توسط "خودنویس هسته ای".
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
چانه زنی هسته ای، درسی که میخواستیم از کره شمالی بیاموزیم اما نتوانستیم و نشد

چندی پیش سایت خبری نواندیش (خبر ۰۳۵) تحلیلی خواندنی در خصوص استراتژی هسته ای کره شمالی ارائه کرده بود. از آنجا که تشابه بسیار زیاد و قابل توجهی بین این استراتژی و استراتژی هسته ای جمهوری اسلامی وجود دارد، برآن شدیم که وجوه تشایه و اختلاف این دو استراتژی را به سؤال کشیم. بکی از مطالبی که در طی چند سال اخیر و در قالب چالش هسته ای مطرح بوده اینستکه دولت جمهوری اسلامی با نقویت بنیه هسته ای خود قصد داشته است، همچون کره شمالی، توان چانه زنی سیاسی خود در مقابل غرب بویره آمریکا را بالا برده تا در صورت نشستن بر سر میز مذاکره برگی برنده و قوی در دست داشته و بتواند از موضعی محکم برخورد کند.

از سوی دیگر در ماههای گذشته شاهد بودیم که بالاخره کره شمالی پس از چند سال مذاکره مستقیم با آمریکائیها متقاعد شد که در برنامه هسته ای خود تجدید نظر کند. منطقی نیست تصور کنیم که کره شمالی بازنده مطلق این مذاکرات بوده و یقیناً دستاوردی از این استراتژی خود داشته است. اتفاقاً همین استراتژی بالا بردن توان چانه زنی، نشستن پای میز مذاکره حداقل نه از موضع ضعف و دستاوردهای راضی کننده (برای کره شمالی ها) موجب شده است تا جمهوری اسلامی به اتخاذ استراتژیی مشابه تحریک و ترغیب شود. از همین رهگذر انتظار می رود موفقیت و یا عدم موفقیت کره شمالی ها دورنمای روشنی برای مسئولین دولت جمهوری اسلامی که استراتژی کره شمالی را الگوی خود قرار داده بودند، ترسیم کرده باشد. سؤال بزرگ اینستکه: آیا برای اتخاذ راه درست دیر نشده است؟ آیا از عاقبت کره شمالی درسی آموخته ایم؟ آیا مردم ما همسنگ و وزن مردم کره شمالی هستند و آیا مستحق بهتر از اینها نیستند؟ آیا بهنر نیست بسته کشورهای ۵+۱ را خالی نبینیم و در مقابل سعی کنیم (بگونه ای منطقی) بر محتویات آن بیافزاییم؟ و بالاخره اینکه، بهتر نیست این فرصتها را که میتوانند فرصتهایی طلایی باشند قربانی زیاده خواهی های غیر اصولی خود نکنیم؟

در تحلیل نواندیش آمده بود:

" كره شمالی از دهه ۱۹۸۰ كوشید با ایجاد یک برنامه هسته‌ای، توانمندی خویش را در منطقه افزایش دهد و با تعریفی كه در دوران جنگ سرد از سیاست سفلی و والا وجود داشت، با افزایش بودجه نظامی و قدرتمند كردن خود در عرصه سیاست والا از طریق پیگیری یک برنامه هسته‌ای خود را به آنچه كه می‌خواهد، برساند."

·    آیا این همان الگویی نیست که مسئولان جمهوری اسلامی از کره شمالی برای خود ترسیم کردند؟ اگر این الگو برداری وچود ندارد، پس تشابه بسیار زیاد بین استراتژی حمهوری اسلامی و کره شمالی را چگونه می توان توجیه کرد؟

"اما در سال ۱۹۹۲، بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اعلام كردند كه كره شمالی تعهدات خود را نقض کرده و پلوتونیوم را به سمت برنامه تسلیحاتی سوق داده است."

·    آیا این نیز شبیه همان سناریوی پیش روی جمهوری اسلامی نیست؟

"یک سال بعد این كشور در جریان تقاضا برای بازرسی ویژه اعلام كرد كه از معاهده منع گسترش خارج می‌شود."

·    آیا این همان زمزمه ای نیست که بکرات از زبان بعضی نمایندگان مجلس، بعضی مسئولان دولتی و سیاستمداران اصولگرا و البته در قالب تهدید شنیده میشود؟

"به تبع این اقدام كره شمالی، تحریم‌های سیاسی و اقتصادی در كنار مشوق‌های اقتصادی به این كشور روانه شد. هدف این بود که کره شمالی در صورت پیش بردن برنامه هسته‌ای خود در سطح وسیع و ارائه رویكرد تهاجمی‌تر نسبت به جهان مورد تحریم‌های بیشتر قرار گیرد و یا اینكه با قبول كمك‌های اقتصادی و فنی، برنامه هسته‌ای خود را كنار گذارد."

·    آیا این همان سناریویی نیست که اکنون برای ایران پیاده می شود؟ چرا با اینهمه وجوه تشابه، از این داستان زنده و واقعی درس نمیگیریم؟ چرا به پایان این داستان به دقت ننگریسته و بیشتر در آن نمی اندیشیم؟

"رویكرد تهاجمی این كشور در سیاست اعلانی با به‌كارگیری ادبیات تندروانه در سیاست خارجی، با پیگیری برنامه هسته‌ای و آزمایش موشك هسته‌ای در سال ۲۰۰۶ به یک سیاست اعمالی تهاجمی نیز منجر شده است."

·     آیا ادبیات تندروانه ای که متأسفانه در سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد می بینیم آمیخته با پیگیری و اصرار در برنامه غنی سازی اورانیوم و آزمایش موشک های دوربرد توسط سپاه پاسداران، سیاستی تهاجمی توسط جمهوری اسلامی را تداعی نمی کند؟ آیا نباید، بدین ترتیب، انتظار داشت که جامعه بین الملل کره شمالی دومی را در سیمای جمهوری اسلامی ببیند؟

·    آیا این تشابه، اتفاقی است یا بصورت تعمدی پی گیری می شود؟

"انهدام برج خنك‌كننده رآكتور یونگ‌ بیون در ۲۷ ژوئن كه نماد برنامه هسته‌ای كره شمالی به شمار می‌رفت، نشان از آن دارد كه كیم جونگ‌ایل در پیش گرفتن سیاست‌ تهاجمی نسبت به نظام بین‌الملل شكست خورده است."

·    چرا انهدام برج خنك‌كننده رآكتور یونگ‌ بیون را باید نشان از شکست خوردن سیاست‌ تهاجمی كره شمالی تلقی کرد؟ چرا آنرا نباید دادن امتیازی در مقابل گرفتن امتیاز (امتیازهایی) دیگر در مقابل دانست؟

"تلاش این كشور برای بیرون آمدن از تحریم‌های تجاری بین‌المللی كه ضربات سختی را به اقتصاد و مردم این كشور زده است، نشان از آن دارد كه در پیش گرفتن سیاست‌های غیرواقع‌بینانه و تهاجمی در عرصه بین‌الملل از سوی دولت كره شمالی نه تنها مردم بلكه بقای این دولت را نیز به خطر انداخته است. "

·    آیا این همان سناریویی نیست که از سوی دولت جمهوری اسلامی به مردم ایران تحمیل می شود؟

·    آیا تاریخ در حال تکرار شدن نیست؟

·    آیا این گونه نیست که بخاطر پیش گرفتن سیاست‌های غیرواقع‌بینانه و تهاجمی در عرصه بین‌الملل از سوی دولت جمهوری اسلامی، تحریم‌های تجاری، اقتصادی، مالی بین‌المللی ضربات سختی را به اقتصاد و مردم كشورمان وارد کرده و میکند که خدا میداند چند سال طول خواهد کشید تا بتوان آنها را جبران کرد؟

·    آیا جمهوری اسلامی به راهکارهای برون رفت از این تخریب تدریجی زیربناهای اقتصادی کشور که متأسفانه آمیخته با بی تدبیری دولت آقای احمدی نژاد سرعت بیشتری نیز یافته، اندیشیده است؟

·    آیا دولت جمهوری اسلامی ارزیابی صحیح و منطقی از این صدمات و تخریب ها دارد یا اینکه چشم خود را بسته و همچنان بر سیاست تهاجمی خود اصرار می ورزد؟

"درحالی‌كه در كشور همسایه كره جنوبی مردم از رفاه بالایی برخوردارند. به‌دلیل كوشش صاحبان قدرت و ثروت و نخبگان فكری حاكم بر این كشور، كره جنوبی توانسته ..."

·    آیا بهتر نبود (نیست) بجای الگو پذیری از کره شمالی، تلاش میکردیم (کنیم) با نگاه به کره جنوبی در ارتقای اقتصادی جمهوری اسلامی کوشیده، ضمن بهبود نسبی رفاه عمومی از حربه اقتصاد برای رساندن صدای خود به جهانیان نیز استفاده کنیم؟ 

"موفقیت و پیشرفت كشورها در جهان كنونی را دیدگاه و رویكرد دوراندیشانه نخبگان فكری و ابزاری آنان نسبت به نظام بین‌الملل و نحوه اقدام آنها در این محیط، رقم خواهد زد."

·    نقش دیدگاه و رویكرد فكری و ابزاری نخبگان در جمهوری اسلامی را با توجه به نتایجی که برای مردم ایران از رهگذر چالش هسته ای موجود حاصل شده، چگونه باید ارزیابی کرد؟

"كشورهایی كه بكوشند با درك عمیق شرایط نظام بین‌الملل موقعیت اقتصادی و اعتبار بین‌المللی خویش را ارتقا دهند، مردم این کشورها نیز از جایگاه مناسب‌تری برخوردار خواهند بود."

·    آیا میتوان جایگاه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تكنولوژی کنونی مردم ایران را که بویژه و متأسفانه دز سه سال گذشته سیری قهقرایی طی نموده، ملاک و معیاری برای میزان درك دولت جمهوری اسلامی از شرایط نظام بین‌الملل دانست؟

و با نگاهی دوباره به عنوان تحلیل یعنی "کره شمالی وضوح استراتژی ناکارآمد" این سؤال مطرح میشود که:

·    با توجه به الگو برداری از استراتژی هسته ای کره شمالی برای بالا بردن قدرت چانه زنی توسط جمهوری اسلامی، چرا این استراتژی برای کره شمالی ناکارآمد اما برای جمهوری اسلامی باید کارآمد و موفق تلقی شود؟  

ای هموطن، شما چه فکر می کنید؟ آیا فکر نمیکنید جمهوری اسلامی شاید با نگاهی مثبت به محتوای بسته پیشنهادی ۵+۱ بتواند به توافقاتی حداقل مشابه با آنچه کره شمالی ها از طراحی الگویی که ما نیز آنرا کپی کردیم، دست یافتند، دست یابد؟ یا اگر آنها از سر ضعف و شکست، به کنار گذاشتن استراتژی هسته ای خود تن دادند، آیا ممکن است ما هم به همان بلا دچار شویم؟

+ نوشته شده در 1:1 توسط "خودنویس هسته ای".
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387
اگر فناوری هسته ای دستاورد فقط "دانشمندان هسته‌ای" است پس مهندسین مبتکر و خلاق چه می کنند؟

چندی پیش (۲۹/۰۳/۱۳۷۸) سایت خبری آفتاب در خبری (خبر ۰۲۸) تحت عنوان "بسته پیشنهادی سولانا پر از خالی است" به نقل از محمدنبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی آورده بود که:

"بسته پیشنهادی سولانا پر از خالی است. تعلیق دستاورد علمی دانشمندان هسته‌ای ایران از دست دادن یک فرصت تاریخی و رویکرد به یک تهدید دائمی از سوی قدرتهای زورگوی جهان است".  

در هفته های گذشته این گفته را از سه منظر مختلف مورد بحث قرار دادیم لکن در این نوشته، از زاویه ای دیگر به این اظهار نظر می پردازیم. آقای حبیبی نیز همچون سایر مسئولین چمهوری اسلامی دستاوردهای هسته ای را مرهون گروه "دانشمندان هسته‌ای (جوان) ایران" دانسته است که نه تنها وجود خارجی ندارند بلکه با استفاده ناشیانه و تکراری از چنین عنوانی، موجبات دلخوری دانشمندان واقعی ایرانی در سرتاسر جهان و متخصصانی که لزوماً دانشمند نیستند، تخصص هسته ای ندارند و ممکن است جوان هم نباشند، را فراهم آورده است. این چنین استفاده ابزاری از عناوین دهان پرکن، یا نشان از ناآگاهی مسئولان نظام از اصل مطلبی دارد که به آن وارد شده اند و یا اهدافی پنهانی را که تنها در سایه غفلت عمومی و خودبزرگ بینی های جاهلانه می توان به آنها دست یافت، خواهد داشت. این هر دو نیز به نوبه خود به یک سؤال ختم میشوند که: پس گمراه کردن مردم چه هدفی را تأمین می کند؟

·    چرا آنچه را که در تأسیسات فرآوری اورانیوم (UCF) اصفهان (که بیشتر تأسیساتی شیمیایی تلقی میگردد) صورت گرفته،باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟

·    چرا آنچه را که در تأسیسات تولید آب سنگین اراک (که مطلقاً تأسیساتی شیمیایی است) صورت گرفته باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟

·    و یا چرا آنچه را که در تأسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز (که بیشتر حاصل تلاش متخصصان "مهندسی معکوس" و "مبتکران مونتاژکار" ایرانی است) گذشته و میگذرد، باید به حساب دانشمندان هسته ای گذاشت؟

·    چه دلیلی دارد که همه چیز را به فناوری هسته ای وصل می کنند؟

·    و در نقطه مقابل، چرا از نقش دانشمندان هسته ای ایرانی! در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر (که یقیناً تأسیساتی هسته ای است) صحبتی به میان نمی آید؟ آیا این به این دلیل نیست که کارفرمای روسی "دانشمندان هسته ای ایرانی" را ندیده و نمی شناسد، با وی برخوردی نداشته و یا اصولاً چنین چیزی را برسمیت نشناخته و نقشی را برای این گروه (نامرئی) قایل نشده است؟ راستی، مسئولان جمهوری اسلامی در مقابل این بی توجهی روسها چه عکس العملی نشان داده اند؟ آیا ساخت نیروگاه اتمی در خاک ایران بدون مشارکت کلیدی ایرانیان، اصلاً برای این مسئولان مهم نبوده است؟

·    سهم متخصصان و کارشناسان در رشته های مهندسی شیمی، مواد، مکانیک، ابزار دقیق، طراحی صنعتی، و غیره در راه اندازی تأسیسات نه چندان هسته ای فوق چیست؟ چرا باید این متخصصان را آنطور که هستند فراموش کرد و آنها را با چهره ای دروغین به مردم شناساند؟ آیا در حق این زحمتکشان جفا نشده است؟

·    آیا این به این معنا نیست که اصولا گروهی بنام "دانشمندان هسته ای (چه جوان و چه غیرجوان)" وجود خارجی نداشته و مسئولین جمهوری اسلامی یا درک درستی از این امر ندارند (که بعید بنظر میرسد) و یا اینکه استفاده از این عناوین دروغین اما دهان پرکن تنها دستاویزی ست برای اغفال مردم و نیل به اهداف سیاسی آنها؟

·    آیا فرق دانش و تکنولوژی را میدانند؟

·    آیا می دانند عنوان "دانشمند" به چه کسی اتلاق می شود و یا اینکه دانشمند چه می کند و چگونه زندگی می گذراند؟ آیا دانشمندان در دنیای سیاست وارد می شوند؟ آیا دانشمندان به انجام تحقیقات علمی مشغولند یا با بعهده گرفتن مناصب مدیریتی و سیاسی به طی درجات اجتماعی و احیاناً ساختن زندگی مادی راحت مشغول می شوند؟ ویا اینکه اصولاً تعریف "دانشمند ایرانی" با تعریف معمول "دانشمند" تفاوت دارد؟

·    آیا فرق "دانشمند" با "استاد دانشگاه"، "عضو هیأت علمی"، "کارشناس"، "مهندس" و ... را می دانند؟

·    چرا واهمه دارند تا از عنوان "مهندس هسته ای" استفاده کرده و در مقابل همه را بگونه ای دروغین و جعلی "دانشمند" می نامند؟

·    آیا حال که همه را "دانشمند" مینامند، با آنها هم مثل یک دانشمند رفتار میکنند و  آیا به آنها در حد یک "دانشمند" حقوق می پردازند؟

به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۳):

" رئیس جمهور ... به چهارده تن از آنها به نمایندگی از جامعه اندیشمندان بزرگ هسته ای کشورمان نشانه های دولتی تقدیم نمود که اسامی برگزیدگان مذکور به شرح ذیل می آید:   

۱- مهندس ر. آ. (رییس سازمان انرژی اتمی) نشان درجه یک خدمت و مدیریت؟

۲- دکتر م. ق. (معاون تولید سوخت هسته ای سازمان انرژی اتمی)  نشان درجه یک پژوهش و مدیریت؟

۳- دکتر س. ج. ص. (مدیر تاسیسات غنی سازی نطنز) نشان درجه دو لیاقت و مدیریت

۴- مهندس ص. س. (مدير عامل UCF اصفهان) نشان درجه دو لیاقت و مدیریت

۵- مهندس ج. م. نشان درجه دو لیاقت و مدیریت

۶- مهندس ح. ر. م. (مديریت تولید در UCF اصفهان) نشان درجه سه  پژوهش و مدیریت؟

۷- مهندس ه. ن. (مدیریت تأسیسات غنی سازی نطنز) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۸- مهندس ع. ح. ن. (مدیرعامل شرکت انرژی مصباح) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۹- مهندس ج. ک. (مدیرعامل شرکت انرژی نوین) نشان درجه سه پژوهش و مدیریت؟

۱۰ - مهندس ع. ر. (عضوهیأت مدیره شرکت کالا الکتریک) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۱۱- مهندس م. ف. آ. نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۱۲- مهندس س. ا. م. ع. (کارشناس مونتاژ سانتریفیوژ) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۱۳- مهندس م. ب. (کارشناس مونتاژ سانتریفیوژ) نشان درجه سه لیاقت و مدیریت

۱۴-مهندس ه. ب. (کارشناس تولید منیزیوم با تراکم ۹۹ درصد) نشان درجه سه پژوهش   "

 

 

·    آیا آنانکه مدال لیاقت دریافت و دانشمند هسته ای نامیده شدند دارای حداقل مدرک "لیسانس مهندسی هسته ای" و یا "لیسانس فیزیک هسته ای" هستند؟

·     آقای مهندس آقا زاده که به عنوان دانشمند هسته ای مدال گرفته است و تا قبل از شفل کنونی اش در مناصب مربوط به نفت اشتغال داشته، دارای کدام مدرک مهندسی است؟ آیا مدرک مهندسی ایشان به نفت هم مربوط می شود؟

·    چگونه است که، برای مثال، آقای دکتر س. ج. ص.، مدیر تاسیسات غنی سازی نطنز با مدرک مهندسی شیمی در زمره دانشمندان هسته ای ایران قرار می گیرد؟ اگر ایشان دانشمند هسته ای است، پس آنانی را که دارای مدرک و دانش هسته ای هستند چه باید نامید؟

·    آیا انتخاب این افراد که دارای هیچ مدرک مرتبط نیستند به عنوان دانشمند هسته ای و بالاتر از آن به عنوان "نمایندگی از جامعه اندیشمندان بزرگ هسته ای کشورمان" عملی اشتباه نیست؟

·    آیا اعطای نشان مدیریت به اکثر دانشمندان هسته ای! معرفی شده، تأیید جایگاه مدیریتی (و نه علمی) این افراد نیست؟ آیا دانشمند هسته ای نامیدن این افراد پاداشی برای خوش خدمتی آنان به دولت جمهوری اسلامی است یا تجلیل از مقام علمی آنها؟   

·    آیا انتخاب این افراد با دانش و تخصصی غیر مرتبط با علوم و تکنولوژی هسته ای و صرفاً به سبب داشتن نقشهای مدیریتی و تلاش در پیاده کردن برنامه های مسئولین دولت جمهوری اسلامی که میتواند لزوماً با منافع ملی ایرانیان همسو نباشد، توهین به دانشمندان، اندیشمندان، متخصصان و کارشناسان هسته ای در ایران و هم در جهان نیست؟

به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۴)

"احمدی نژاد تاکید کرد: این مراسم برای تجلیل عده ای از اندیشمندان هسته ای کشور است، نمونه ای از جوانان  این سرزمین  هستند که اگر بنا باشد از همه مخترعین و همه مکتشفین تقدیر کنیم باید هزاران هزار نشان افتخار ارائه نماییم."

·    آیا شنیده اید که از قدیم گفته اند "دروغگو کم حافظه است"؟

·    چگونه است که آقای احمدی نژاد فراموش کرده که آقایان آقازاده، قنادی مراغه و ... نه تنها جوان نیستند بلکه در جایگاه پدر ایشان هستند و اگر موهایشان بطور مادرزادی سفید نبوده باشد (که بنظر نمیآید)، باید در آسیاب عمر سفید شده باشند؟

به نقل از خبرگزاری مهر (خبر ۰۳۴):

"احمدی نژاد در بخش پایانی سخنان خود گفت: بنده در سال گذشته که برای بازدید از نیروگاه هسته ای رفته بودیم دیدم که اگر انگیزه دفاع از استقلال شرف و عزت ملت ایران نبود، کار با این سرعت و با این قوت پیش نمی رفت. در این بازدید  جوانان دانشمند هسته ای از بنده خواستند که این پلمپ ها و قفل ها باز شود که به لطف خدا در کمتر از 5 ماه با برداشتن محدودیت های غیر قانونی امروز یک قله بزرگ را فتح کنیم."

·    آیا معرفی دانشمندان هسته ای! توسط رئیس جمهوری که هنوز فرق نیروگاه (برای مثال نیروگاه اتمی بوشهر)  و تأسیسات هسته ای (برای نمونه تأسیسات فرآوری اورانیوم، غنی سازی اورانیوم و یا تولید آب سنگین به ترتیب در اصفهان، نطنز و اراک) را نمیداند، مایه تأسف و سر شکستگی جامعه اندیشمند ایرانی و مردم ایران نیست؟

·    چرا آقای رئیس جمهور به نمایندگی از مجموعه حکمرانان جمهوری اسلامی، چشم خود را بر واقعیات بسته و با نشر و ترویج اخبار غیر واقعی مردم را گول زده و قدر متخصصان ایرانی را آنگونه که هست و باید نمی داند؟

·    چرا آقای رئیس جمهور نقش عبدالقادرخان پاکستانی که مبنا و پایه تمام ماجرای غنی سازی اورانیوم در ایران است را فراموش کرده، همه را به دروغ به "دانشمندان هسته ای جوان ایرانی!" نسبت می دهد که اصلاً وجود خارجی ندارند؟

·    چرا آقای رئیس جمهور نقش طراحی های پایه چینی ها را که بر اساس آن تأسیسات فرآوری اورانیوم (UCF) در اصفهان ساخته شده، فراموش کرده و همه را دستاورد گروهی خیالی و خود ساخته می داند؟ آیا همه اندیشمندان ایرانی در سرتاسر جهان خوابند و آنچه میگذرد را نمی بینند و نمی شنوند؟

·    چگونه است که هیچکدام از دانشمندان هسته ای! معرفی شده، بر خلاف رفتار و منش سایر دانشمندان در اقصا نقاط جهان، در هیچ دانشگاه کشور اشتغال نداشته، در تربیت نیروهای جوان و متخصصان و دانشمندان آینده این مرز و بوم نمی کوشند و در عوض به انجام شغل های مدیریتی مشغولند؟

ای هموطن، شما چه فکر میکنید؟ چرا باید اینهمه دروغ بگو یند؟ و چرا همگان خفته و هیچ صدایی از کسی بر نمی آید؟

+ نوشته شده در 0:47 توسط "خودنویس هسته ای".